نشست اخلاق پژوهی با موضوع آشنایی با فلسفه اخلاق آقای دکتر طالقانی جلسه اول

طبق قرار درآمدی بر فلسفه اخلاق معاصر در سه جلسه ان شاء الله خدمت اعزه هستیم.
روشن است که فلسفه اخلاق، دامنه بسیار وسیع دارد، هر گرایش حتی در ۲ واحد هم به سختی می شود طرح کرد، لذا خیلی ابتدائی و مقدماتی و گذرا کلیاتی جهت آشنایی با حوزه معرفتی توضیح می دهیم.
مقدمة رعایت کنیم مسائل در حوزه اخلاق، قابل تقسیم چند حوزه کلی است که یک حوزه از این مطالعات، مطالعات توصیفی است، منظور از مطالعات و پژوهشات توصیفی مطالعاتی است که ناظر است به توصیف و یا تبیین رفتارهای اخلاقی یا پدیده های اخلاقی، تک تک این واژه ها که عرض شد، اصطلاحی است و معنای خاصی از آن اراده می شود. موضوع این دسته از مطالعات توصیفی که در حوزه مطالعات فلسفی نیست و فقط اشاره می کنم که این دسته از مطالعات اخلاقی هم وجود دارد، موضوع آنها رفتارهای انسانی منحصرا یا عمدة، یعنی فقط بر رفتارهای اخلاقی انسانی متمرکز است یا عمدة بر رفتارهای اخلاقی انسانی اگر دیدگاه این باشد، رفتارهای اخلاقی کنش گری غیر از انسان هم دارد، یعنی موجودات آگاه مسئول دیگری هم غیر از انسان هستند که رفتارهای غیر اخلاقی دارند و آن رفتارهای غیر اخلاقی آنها را می توان توصیف کرد یا تبیین کرد و… ولی به طور ساده تر و محدود تر، موضوع رفتارهای اخلاقی انسانی یا پدیده های اخلاقی است.
رخداد های اخلاقی یا ویژگی های اخلاقی و یا باور های اخلاقی روشن است فرق میان رفتار ویژگی و باور
ممکن است شخصی خصایص اخلاقی خوبی داره مثلا رئوف است ولی چون منعضل از جامعه زندگی می کند این خصلت به فعلیت رفتاری منجر نمیشه چون زمینه اون رفتار وجود نداره یا مثال پیچیده ترش این است که کسی اون خصلت رو دارد ولی در مورد تزاحم اون خصلت رئوفانه ظهور نمی کند به خاطر تزاحم و ترجیح امر مزاحم
۵:۲۲ لذا لزوما خصائص یا ویژگی ها به رفتار منجر نمیشه چون آن که همه ی این ها هر دوی این ها غیر از باور های اخلاقی است
روشن است که کسی ممکن است در یک زمینه ی رفتار خاص باوری رو داشته باشه ولی این باورش به عمل تبدیل نشه
به هر حال این ها سه دسته دست کم هستند و روشن هم هست که این ها امور عینی هستند یعنی در خارج هستند و مستقل از دیدگاه ناظر هستند بنابراین ما اصولا نسبت به رفتار ها ویژگی ها یا خصائص و باورهای اخلاقی واقع گرا هستیم
به این معنا واقع گرا هستیم که فکر می کنیم این رفتارها این ویژگی ها و این باورها اموری هستند مستقل از ذهن ناظر یا پژوهشگر و دیدگاه های ناظر و پژوهشگر تاثیری بر واقعیت اون ها نداره
پس از جنبه ی هستی شناسانه واقعیتی مستقل از ناظر یا پژوهشگر دارد خب حالا در این دسته از پژوهش ها ما یا این موضوعات پژوهش یعنی رفتار اخلاقی ویژگی اخلاقی و باور اخلاقی رو توصیف می کنیم یا علاوه بر توصیف یا مستقل از توصیف تبیین می کنیم
منظور از تبیین چیه یعنی تلاش می کنیم پاسخ سوال چرایی یا لمه رو بدیم در واقع دو مسئله این جا مطرح است مسئله ی ما یا مطلب ما و مطلب لم
سوال این است که این رفتار ها ی اخلاقی چی هستن مثلا یک جامعه شناس ممکن است در حوزه ی اخلاق با این دسته از سوال ها مواجه باشه که در جامعه ی الف مثلا جامعه ی ایران در قرن بیستم یا پس از مشروطه چه رفتارهای اخلاقی رایج بوده خب این یک پرسش توصیفی است یا به تعبیری مطلب ما است پرسش از چیستی است
رفتارهای ایرانییان در این بازه ی زمانی چگونه بوده است یا چگونه است خب شبیه این سوال میتونه ناظر باشه بر ویژگی های اخلاقی و میتونه ناظر باشه بر باور های اخلاقی یعنی بگه ویژگی های اخلاقی ایرانیان به این بازه ی زمانی چه بوده است یا چه است یا باورهاشون چه بوده یا چه هست
این میشه توصیف رفتارها یا ویژگی ها یا باورهای اخلاقی یک جامعه در یک بازه ی زمانی مشخص
سوال دیگه سوال از چرایی است لمه
۱۰:۰۲ خب فرض کنید ایرانی ها در این دوره عموما با گذشت نبوده اند سخت گیر بوده اند رئوف نبودند مهربان نبودند نسبت به هم دیگه خب توصیف کردیم رفتار اخلاقیشون رو خب سوال این است که چرا در این دوره در این بازه ی زمانی این ها رئوف نبودند در رفتار نبودند در باور نبودند یا این که نه در باور بودند باور داشته اند که رأفت خیلی خوبه ولی در عمل نبوده اند
این فاصله ی بین باور و عمل چرا اتفاق افتاده بهر حال این ها یک دسته از سوالاتی است که جامعه شناس اخلاق میتونه بهش بپردازه
پس یک سری مسائل به تعبیر عام توصیفی وجود داره که ناظر است به واقعیت های رفتاری خصوصیات و باورهای فردی و یا جمعی که رشته های مختلف علوم انسانی میتونن دست کم به اون ها بپردازند می توانند بپردازند اعم است از این که پرداختند یا میتونن بپردازند
رشته هایی مثل جامعه شناسی مثل روانشناسی مثل انسان شناسی مثل تاریخ خب اگر این رشته ها به این موضوعاتی که توضیح داده شد بپردازند این زیر رشته ها پدید میاد جامعه شناسی اخلاق روانشناسی اخلاق انسان شناسی اخلاقی تاریخ اخلاق و خب روشن است که این ها مستقل است از فلسفه ی اخلاق پس مطالعات غیر فلسفی ولی در حوزه ی علوم انسانی مثل جامعه شناسی و روانشناسی و انسان شناسی و تاریخ و شبیه این ها در حوزه ی اخلاق ممکن است و اجمالا هم پژوهش هایی در این حوزه صورت پذیرفته ولی خب خیلی هنوز آکادمیک و جدی و دراسی و آموزشی نشده
ولی در حوزه ی فلسفه خب ای مسائل میشه گفت به روشنی از آغاز تاریخ مکتوب فلسفه مطرح شده بوده و درباره اش اندیشه شده تا کنون البته با فراز و نشیب هایی در طول تاریخ و در مکاتب مختلف فلسفه به هر حال مسائل اخلاقی بخشی از مسائل مهمی بوده است که سقراط و افلاطون بهش توجه نشون دادن و از جمله مسائلی که امروز هم بهش می پردازیم انشاالله مسئله ی اصطلاحا اوفوفرون است که تعبیر سنتی مسئله ی اوفوفرون همون مسئله ی حسن و قبحه عقلی یا شرعی است با توضیحی که خواهد امد
پس مسائل فلسفی یا پژوهش های و کنکاش هافلسفی در باب اخلاق پیشینه ای بلند داره و دست کم به ۲۴۰۰ سال میرسه و این پژوهش ها اختصاصی به یونان باستان نداشته همینجور ادامه داشته در روم بعد هم در جهان مسیحیت در جهان اسلام و بعد در دوره ی معاصر در فلسفه ی جدید غرب مجددا مورد توجه جدی بوده با گرایش های مختلف و کتاب های مهم و اختصاصی در این باب نوشته شده که امروز جزو آثار کلاسیک فلسفه ی اخلاق هست مثل کارهایی که خصوصا کرده و خب تاثیر قاطعی بر فلسفه ی اخلاق معاصر گذاشته و همینطور دیگران و مخالفانش که احتمالا اشاراتی بهش خواهد شد
۱۵:۰۷ و خب اما در فلسفه با یک نگاه کلی میشه گفت که سه گرایش اصلی در مورد موضوعات اخلاقی وجود داره یا سه حوزه ی مطالعاتی اصلی وجود داره
این سه دسته مطالعه شاید در بدو نظر قابل تقسیم باشند به دو دسته بعد یک دسته تقسیم میشه به دو دسته و مجموعا سه گروه اصلی از پژوهش های فلسفی شناسایی و طبقه بندی میشه
یک دسته از مطالعات مطالعاتی هستند درباره ی اخلاق نه به تعبیر دیگر مطالعات فلسفی اخلاقی یعنی چی درباره ی اخلاق اند نه اخلاقی و به تعبیری مطالعات درجه ی دوم اند نه مطالعات درجه ی اول خب این مطالعات به تعبیری درجه ی دوم یا مطالعات درباره ی اخلاق به مسائل معنا شناسانه هستی شناسانه معرفت شناسانه و منطقی قابل تقسیم اند
توضیح میدم یک دسته از سوال هایی که اصطلاحا فرا اخلاقی هستند یا به تعبیر قبلی من درباره ی اخلاق هستند یا اصطلاحا متاافیکس هستند متاافیکس یا فرااخلاق یا به تعبیر من درباره ی اخلاق متا یک واژه ی یونانی است به معنای فرا ما بعد که در متافیزیکس هم ازش استفاده شده متافیزیک که در مورد وجود شناسی است در واقع و بخش عمده فلسفه ی سنتی مارو تشکیل میده
خب یک دسته از پرسش های فرا اخلاقی پرسش از معنای کلمات اخلاقی است یا معنای واژه های محمولی اخلاقی مثل حسن و قبح ما میگیم مثلا اصدق حسن الکذب قبیح یا در فارسی میگیم راستگویی خوب است دروغگویی بد است محمول خوب و بد یا حمول الزامی بودن یا به تعبیر دیگه باید و نباید میگوییم راستگویی الزامی است یا به تعبیر دیگر که به نظر میرسه این دیگه مثل جملات قبلی اخباری نیست بلکه انشایی است میگوییم باید راست گفت نباید دروغ گفت
خب یک دسته از پرسش ها پرسش های معنا شناسانه در مورد همین جملات و همین کلمات است معنای این ها چیه آیا جمله ی به ظاهر انشایی باید راست گفت در واقع یک جمله ی خبری است یعنی راستگویی الزامی است و اگر چنین است راستگویی الزامی است یعنی راستگویی بسیار بسیار بسیار خوب است خیلی حسنه است حسن اکیدا یا اینکه نه الزامی معنایی مستقل از حسن داره باید انشایی است و غیر از الزامی است که خبری است
۲۰:۰۸ اون یک محمول است ولی باید نمیتونه یک محمول باشه به هرحال یک دسته از پرسش ها پرسش های معنا شناسانه است و معنا شناسی ناظر است به رابطه ی لفظ و معنا میخواد ببینه این واژه ها چه معنایی رو در بر داره یا میرساند یا اظهار می کند خب این ها رویکرد های مختلف است در مورد رابطه ی بین واژه و معنا خب بحث های مختلف دیگه هم میشه اینجا مطرح بشه درباره ی چیستی معنا و این ها که باید بگذریم ازش
یک دسته ی دیگر از سوالات فرا اخلاقی سوالات هستی شناسانه است فرض کنید ما معنای خوب و بد رو شناختیم معنای واژه هاش رو شناختیم یعنی الان با خود مفاهیم سر و کار داریم یعنی از شرح الاسم عبور کردیم
خب سوال این است حقیقت حسن قبح اخلاقی چیه آیا اساسا حسن و قبح اخلاقی دارای واقعیتی در جهان خارج هستند یا نه امور اعتباری هستند به تعبیر اصول اگر واقعیت خارجی دارند به تعبیر دیگه ما واقعیات اخلاقی داریم که این هم یک اصطلاح است مراد فکت داریم این فکت ها یا واقعیت های اخلاقی چی هستند آیت از جنس امور طبیعی هستند یا امور غیر طبیعی هستند مثلا تناسب اجزا اند تناسب فعل با کمال مطلوب اند ملائمت و منافرت با طبع اند یا ملائمت و منافرت با قوه عاقله اند یا با مدرکه اند یا با کمال مطلق اند متعلق ملائمت و منافرت چیز های مختلفی میتونه باشه یا نه اساسا این واقعیات اخلاقی واقعیاتی از جنس دیگر واقعیات نیستند و لذا به تعبیر اصطلاحی فرو کاسته نمی شوند بازگردانده نمی شوند به تناسب کمال زیبایی ملائمت و منافرت و امثال این چیز ها
واقعیات اخلاقی یک دسته از واقعیات در جهان هستند مستقل از سایر واقعیت ها ولی واقعیت اند در خود جهان مستقل از ناظر یک دسته از گرایش ها درباره ی چیستی و ماهیت یا حقیقت وجودی و هستی شناسانه ی امور اخلاقی است و در مقابل این دسته اسن است که کسی بگوید نه اساسا این ها فکت نیستند واقعیت نیستند غیر واقعی هستند و بنابراین دو اردوگاه شکل میگیره اردوگاه واقع گرایان اردوگاه ناواقع گرایان کسانی مثل معتزله و امامیه در سنت رایجشون یا به تعبیر عام تر عدلیه واقع گرا هستند به نظر میرسه واقع گرا هستند و میگن واقعیت های اخلاقی وجود داره و در مقابل این ها حکمای مسلمان از ابن سینا به این سو و اصولیان تحت تاثیر حکما مثل مرحوم محقق اصفهانی نا واقع گرا هستند می گویند که ارزش های اخلاقی در جهان، در جهان خارج نیستند آرای محموده هستند
خب دست کم یک تفسیر مهم از دیدگاه سینوی و تابعانش الی الآن
۲۵:۰۵ پس به هر حال دو اردوگاه اصلی شکل گرفت در مقام پاسخ به سوال های هستی شناسانه درباره ی امور اخلاقی یا محمولات اخلاقی
دسته ی سوم از این پرسش ها پرسش های معرفت شناسانه هستند فرض کنیم که ما واقع گراییم مثل عدلیه واقعیت های اخلاقی در جهان خارج و مستقل از تمایلات انسان ها وجود دارند
انسان ها چگونه می توانند این حقایق اخلاقی رو بشناسند اساسا می توانند بشناسند این حقایق اخلاقی رو قوه ی شناختی خاصی دارند با عقل می شناسند با حس می شناسند با یک قوه ی مستقل شناختی مثلا شهود اخلاقی می شناسند با فطرت می شناسند اصلا در اون ها به ودیعت نهاده شده است این معرفت و با اون زاده می شوند یا از زمان بلوغ در وجودشون اون معرفت ظهور پیدا میکنه یا آگاهی پیدا می کنند از همون باور نهغته در خویشتن خود و امثال این حرف ها پس سوالات معرفت شناسانه دسته ی سوم از این سوالاتی است درباره ای ارزش های اخلاقی
دسته ی چهارم سوالات منطقی است مثل سوال از امکان استنتاج باید از هست که البته خصوص این مسئله که توضیح میدم یعنی چی مرتبط هست با مسائل هستی شناسانه و معرفت شناسانه درباره ی ارزش های اخلاقی
سوال این است که آیا ما از باید های اخلاقی پس هست ها پس باید فرض کنیم که ارزش های اخلاقی فکت نیستند خودشون هست نیستند بلکه مثلا به تعبیر ابن سینا از آرای محموده هستند آیا این ها استنتاج می شوند آیا نتیجه ی منطقی جهان به گونه ای که است این است که ارزش های اخلاقی چنان باشد یا این که از هست ها یا به تعبیر کامل تر از هست های غیر اخلاقی نمی توان ارزش های اخلاقی یا باید های اخلاقی رو نتیجه گرفت چون که هیوم می گفت
بنابراین نه واقعیات های اخلاقی وجود دارند و نه ارزش های اخلاقی قابل استنتاج از واقعیت های غیر اخلاقی هستند خب چی هستند مثلا صرفا احساسات و عواطف اند توضیح میدیم
بنابراین چهار دسته مسئله ی اصلی یا جهار دسته مسئله درباره ی ارزش های اخلاقی وجود داره که به همه ی این ها فرا اخلاق یا متا افیکس
۳۰:۰۰ در مقابل این سوال های درباره ی اخلاق یا فرا اخلاقی سوال های اخلاقی وجود داره ولی این سوال ها به دو دسته ی اصلی قابل تقسیم اند
یک دسته به تعبیری پرسش های کلی یا مسائل کلی هستند و یک دسته مسائل جزئی و خاص یک دسته از سوالات از این جنس اند آیا سقط جنین جایز است اخلاقا جایز است آیا قتل از روی ترحم یامهرین کشی اصطلاحا یعنی مثلا یک بیمار نه صعب العلاج بلکه طبق امکانات پزشکی موجود ممتنع العلاج که هیچ امیدی به بهبودش نیست و فقط رنج میکشه و خودش هم مایل است که بمیره و از پزشک میخواد که همین دستگاه ها رو مثلا ازش قطع بکنه تا اون راحت شه اینقدر رنج نبره آیا اخلاقا جایز است
در سنت اندیشه ی اسلامی این سوالات توسط فقها و فقه پاسخ می گرفت ولی در دنیای مدرن که دیگه پاسخ این سوالات رو از کلیسا نمیخوان چه کسانی به این پرسش های اصطلاحا هنجارین نه توصیفی به این پرسش های ارزشی پاسخ میده فلسفه نه علم چون پرسش یک پرسش توصیفی نیست سوال نمی کنیم که باور های این جامعه یا این افراد یا این شخص در مورد مهرین کشی یا سقط جنین چیست بلکه میپرسیم که ارزش اخلاقی این عمل چیست این عمل خاص
البته روشن است وقتی عرض میکنم این عمل خاص یک مصداق از یک عمل رو مورد سوال قرار ندادیم یک نوع عمل رو یعنی عمل مهرین کشی یا عمل سقط جنین نه اینکه یک سقط جنین خاص از فلان خانم باردار از فلان موقعیت زمانی از فلان شرایط سوال اونقدر جزئی و خاص نیست ولی به هرحال ناظر به یک نوع عمل خاص است مثلا فقط در مورد مهرین کشی سوال می کنیم یا فقط در مورد سقط جنین سوال می کنیم
ولی یک دسته پرسش های کلی تری وجود داره که این پرسش ها پرسش های ارزشی است و اون این است که اساسا اصول احکام اخلاقی درست چیست به بیانی دیگر اگر سقط جنین اخلاقا نادرست است چرا بر پایه ی چه قاون اخلاقی سقط جنین اخلاقا نادرست شده و به تعبیر دیگه کلی ترین احکام اخلاقی چیستند خب اینجا هم گرایش های مختلفی وجود داره که باید توضیح بدیم یا یک مرور مختصری بکنیم
بنیان به تعبیر دیگر بنیان خوب بودن یا بد بودن حسن یا قبح یک نوع عمل چیست اراده ی الهی یا وظیفه ی اخلاقی یا نتایج عمل سه نظریه ی کلی کدام یک از این ها مبنای خوب بودن یا بد بودن یک عمل می شوند یک نوع عمل می شوند
۳۵:۱۷ به این دسته ی اخیر میگیم نظریه ی اخلاقی بنابراین سوالات هنجاری یا به تعبیر دیگه ارزشی اخلاق نه فرا اخلاق که فلسفه دست کم ادعا می شود میتونه بهش پاسخ بده به دو دسته تقسیم میشه اخلاق عملی مثل صدور حکم اخلاقی سقط جنین یا قتل از روی ترحم و نظریه ی اخلاقی یعنی توضیح اصول احکام اخلاقی یا مبنای ارزشی احکام اخلاقی که در اخلاق عملی بهش پاسخ میدیم
این تقریبا کلیت جغرافیای مسائل در حوزه ی اخلاق است پس یک بار دیگه اگر مرور بکنیم میشه گفت که مطالعات یا توصیفی هستند یا غیر توصیفی مطالعات توصیفی به توصیف یا تبیین رفتار ها یا ویژگی ها یا باور های اخلاقی می پردازند و موضوع جامعه شناسی اخلاق روانشناسی اخلاق انسلن شناسی اخلاق تاریخ اخلاق وا مثال این ها هستند
و مطالعات غیر توصیفی که این مطالعات ابتدا به دو دسته ی کلی تقسیم میشن و بعد دسته ی دوم اون ها خود به دو دسته تقسیم میشه و لذا در مجموع سه گرایش کلی وجود داره سه دسته مطالعات کلی وجود داره در مطالعات غیر توصیفی
یک دسته از مطالعات غیر توصیفی مطالعات فلسفی هستند درباره ی اخلاق نه مطالعات اخلاقی و این دسته از مطالعات به چهار بخش کلی تقسیم میشن مسائل معنا شناسانه مسائل هستی شناسانه مسائل معرفت شناسانه و مسائل منطقی و مطالعات فلسفی خود اخلاق بر حسب موضوع که یک عمل خاص باشه یا قانون اخلاقی برای صدور حکم درباره ی یک عمل خاص باشه به دو بخش اخلاق عملی و نظری اخلاقی تقسیم میشن
خب آن چه که ما قراره در این جلسات باقی مانده یعنی دو جلسه ی باقی مانده و ادامه ی همین جلسه عرض کنیم متمرکز است بر نظریه ی اخلاقی و فرا اخلاق یعنی ما وارد اخلاق عملی نمیشیم حوزه ی مطالعات توصیفی اخلاق روشن است از گستره ی مطالعات فلسفی اخلاق خارج است اساسا هر چند ممکن ات کمک هایی بکنه داد و ستد هایی بین این دو حوزه برقرار باشه هر دو به هم کمک هایی بکنند
اصولا وقتی گفته میشه فلسفه ی اخلاق و کتاب هایی که در این زمینه منتشر شده تمرکز بر این دو دسته مطالعات فرا اخلاقی و مطالعات در حوزه ی نظریات اخلاقی خب و رسم بر این است که با فرا اخلاق شروع می کنند به خاطر این که گویا مباحث فرا اخلاقی مبنایی هستند برای مباحث نظریات اخلاقی یا به تعبیر دیگه اخلاق هنجاری نورمتیواکسیت
۴۰:۱۱ ولی توجه دارید من اخلاق هنجاری رو تقسیم کردم بر اخلاق عملی یا کاربردی و نظریه ی اخلاقی بنابراین اگر کتاب هایی یا کتابچه هایی با عنوان اخلاق هنجاری ملاحظه کردید باید گفت که این تعبیر اخلاق هنجاری دست کم دو اطلاق داره اطلاق بالمعنی الاعم من ازش استفاده کردم و اخلاق هنجاری رو تقسیم کردیم به اخلاق کاربردی یا عملی و نظریه ی اخلاقی و اطلاق بالمعنی الاخص تعبیر اخلاق هنجاری این است که اخلاق هنجاری همون نظریه ی اخلاقی است اون چیزی که ما با تعبیر نظریه ی اخلاقی ازش یاد کردیم رو گاهی بهش میگن اخلاق هنجاری پس این دو اطلاق اطلاق بالمعنی الاعم و بالمعنی الاخص تعبیر اخلاق هنجاری یا نورمتیواکست هم مد نظر باشد
اگر تا اینجا سوالی هست بفرمایید اگر نیست من وارد فرا اخلاق بشم
خب در مورد منابع باید عرض کنم که منابع متعددی در حال حاضر به زبان فارسی هست که خب بهترین منابع ترجمه ها هستند در کنار مقالات پژوهشی بعضا خوبی که در زمینه ی فلسفه ی اخلاق یا مباحث فلسفی اخلاق نوشته شده و خب معرفی اون ها به نظر میرسه در این زمان کوتاه موجه نیست
ولی در مورد کتاب هایی که منتشر شده دو دسته کتاب هست یک سری کتاب های اختصاصی فلسفه ی اخلاق هست یک سری کتاب های عمومی فلسفی است که یک فصل از اون کتاب ها به موضوع اخلاق یا فلسفه ی اخلاق اختصاص داده شده از جمله کتاب های خوب و عمومی در حوزه ی اخلاق یک کتابی هست از نایجل وابر تن که این کتاب ترجمه های مختلفی ازش وجود داره تحت عنوان الفبای فلسفه فیلاسفی دبیسیک یعنی به تعبیری بنیان های فلسفه مبانی فلسفه از ناجل واربر تن که ترجمه های مختلفی ازش در دست هست یکیش این ترجمه ی جناب آقای مسعود اولیا است که نسخه ی پی دی افش هم روی فضای اینترنت هست و یک فصل از این کتاب به فلسفه ی اخلاق اختصاص پیدا کرده و برای آشنایی مقدماتی با این زمینه بد نیست
ولی اگر بخوایم در مورد کتاب های اختصاصی حرف بزنیم من فعلا سه کتاب رو معرفی میکنم یکی کتاب فلسفه ی اخلاق فرانکنا که از اساتید مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی بوده و فکر میکنم در مقطع دکتری داور رساله یکی از داور های رساله ی ایشون بوده که چندتا ترجمه باز از این کتاب کلاسیک فرانکنا وجود داره
۴۵:۱۸ یکیش ترجمه ی آقای هادی صادقی است معاون فرهنگی قوه ی قضائیه که معرف حضور حتما هستند یک ترجمه ی دیگر هم آقای ان شاءالله رحمتی ازش داره و به هر حال این کتاب خوبی است و یک کتاب کلاسیک است البته
کتاب دیگر تحت عنوان نگاه اخلاقی درآمدی به فلسفه ی اخلاق از مک ناتن هست که انتشارات سمت منتشر کرده این کتاب است نگاه اخلاقی درآمدی به فلسفه ی اخلاق از دیوید مک ناتن که آقای حسن میانداری ترجمه کرده و کتاب خوبی است
و کتاب سوم هم کتاب فلسفه ی اخلاق ریچلز است که این کتاب رو آقای آرش اخگری ترجمه کرده و انتشارات حکمت هم منتشر کرد کتاب فلسفه ی اخلاق جیمر ریچلز
خب این سه تا کتاب کتاب های خوبی هستند و موضوعاتشون هم نسبتش عموم و خصوص من وجه است یعنی در این سه کتاب به موضوعاتی پرداخته شده که در هر کدامشان اختصاص به همون کتاب داره در کتاب دیگه نیست یا تاکیداتی در این کتاب است که در کتاب دیگر نیست بنابراین اون یک کتاب شما رو بی نیاز از دو کتاب دیگه نمیکنه اگر بخواید در این زمینه مطالعه بکنید
ولی هر سه کتاب کتاب های خوبی هستند و به گمان من ترجمه هاشون هم دست کم قابل قبول است و چه بسا خوب ولی حداقل قابل قبول هست ولی نکته ای که باید اشاره کنم این است که این سه کتاب کتاب های مقدماتی نیستند کتاب های متوسط حداقل هستند و باید یک آشنایی اولیه ای داشته باشید ولی خب اون فصل اخلاق یا درست و نادرست کتاب واربرتن به نظرم مدخل خوبی است برای این بحث ها که میتونید مراجعه بفرمایید
به گمان من این سه کتاب برای ورود مناسب هستند و ترتیبی که من پیشنهاد میکنم همین ترتیبی است که معرفی کردم یعنی اول کتاب فرانکنا بعد کتاب مک ناتن و بعد کتاب ریچلز و قبل از این ها اون فصل مربوطه از کتاب واربر تن کتاب های متعدد دیگه ای هم در این زمینه چاپ شده و ترجمه هاش به ارسی موجود است که ترجمه های خوبی داره یا دست کم قابل قبول از جمله همین کتاب فلسفه ی اخلاق در قرن بیستم که به نظرم کتاب خوبی است
خب این از منابع و اما این سوالی که فرموده بودند که اخلاق تحلیلی چیست ظاهرا منظورم انلتیک افیکس است دیگه و احتمالا یعنی فلسفه ی اخلاق فیلسوفان تحلیلی نه فلسفه ی اخلاقه فیلسوفان قاره ای خب مرسوم است هر چند که امروزه این تفکیک خیلی جدی نیست و پذیرفتی نیست
۵۰:۰۵ ولی فی الجمله هم چنان رگه هایی از این تفکیک وجود داره ولی در قرن بیستم شاید نیمه ی اول قرن بیستم و قرن نوزدهم این تفکیک جدی تر بود و اون تفکیک فلسفه ی غرب معاصر به دو حوزه ی تحلیلی و قاره ای فلسفه ی تحلیلی فلسفه ی رایج در آمریکا دانشگاه های آمریکا و این غیر از فلسفه ی آمریکایی است
فلسفه ی آمریکایی همان پراگماتیسم است که معروف است به فلسفه ی آمریکایی با بزرگانی مثل ویلیام جیمز پرس و این ها ولی به هر حال چون در حال حاضر به هر حال بهترین دانشگاه های فلسفه در آمریکا هستند و خب بهترین فیلسوفان اون جاها مشغول اند و عمدتا در این دانشگاه های انگلیس که البته چنان که گفتم در حال حاضر اینجوری نیست
در فرانسه و آلمان و این ها همین مباحث و همین سنت وجود داره این ها رویکردشون رویکرد تحلیلی بوده در فلسفه در مقابل رویکرد های پدیدار شناسانه اگزیستانسیالیستی هرمنوتیک که عمدتا در آلمان و حالا به هر حال بر اروپا دانمارک و فرانسه و این ها رایج بوده و خب فیلسوفان سرشناس این کشور ها فیلسوفانی هستند که رویکرد تحلیلی ندارند
لا یخفی البته که آباء فلسفه ی اخلاقی هم اصولا آلمانی تبار هستند یعنی فرگه ویتگنشتاین کارنپ و امثال این ها زیاد هستند بعد از جنگ جهانی دوم این ها به انگلستان رفتند یا به آمریکا رفتند و خب اونجا کار فلسفیشون رو ادامه دادند و معروف شدند دیگه به فلسفه ی آنگلوساکسون
احتمالا منظور از اخلاق تحلیلی یک چنین چیزی است و این کتاب هایی که من معرفی کردم همش در حوزه ی فلسفه تحلیلی است اینکمه فرمودند آیا این بحث در بین اندیشمندان مسلمان مطرح بوده یا نبوده بله که بوده در توضیحات قبلی هم اشاراتی شد من از متکلمان عدلیه از معتزله و امامیه از حکمای مسلمان از ابن سینا و تابعانش از اصولیان امامیه مثل مرحوم محقق اصفهانی نام بردند اون ها در همه ی این زمینه ها ورود کردند در بسیاری از این زمینه ها ورود کردند ولی نوع طبقه بندی مسائل صورت بندی مسائل اصطلاحات یا ترمینولوژی به تعبیری این ها با هم یک تفاوت هایی داره
ولی اساس مسائل چنان که اشاره شد بسیاریش کهن است یعنی در آثار افلاطون دیده میشه پرسش هایی است که سقراط هم با اون ها سر و کار داشته و خب این ها هم وارد سنت ما شده و فیلسوفان ما متکلمان ما یا تحت تاثیر آثار یونانی ترجمه شده به عربی یا مستقلا با تاملات خودشون با طرح مسائل برآمده از مواجهه با قرآن و احادیث نبوی یا مسائل شکل گرفته در فضای فکری جهان اسلام در دوره ها مختلف به هر حال با این مسائل سر و کار داشتند دیدگاه هاشون رو مطرح کردند استدلال های خوبی هم دارند و قابل اعتنا و توجه هستند و احتمالا بنده هم در هم حوزه ی فرا اخلاق هم اخاق هنجاری اشاراتی به اون دیدگاه ها خواهم داشت و یک تطبیق اجمالی خواهم کرد
۵۵:۲۰ اگر پرسشی نیست یک ورودی بکنیم به در این دقایق باقی مانده به فرا اخلاق مسئله ای هست؟
خب مر یکی از بزرگان شهودگرایی اخلاقی است که کتاب اخلاقش هم به فارسی ترجمه شده شاید هم دوتا کتابش ترجمه شده الان ترجمه ها رو حضور ذهن ندارم و توضیح خواهیم داد شهود گرایی اخلاقی چیست البته اشاره ای هم کردم در بخش اول صحبت در زیر بخش مسائل مربوط به فرا اخلاق در حوزه ی هستی شناسی ارزش های اخلاقی و واقع گرایی اخلاقی
و عرض کردم که دو دسته ی کلی نظریه اینجا وجود داره نظریات واقع گرایانه و نظریات ناواقع گرایانه و واقع گرایان به دو دسته تقسیم میشن طبیعت گرا که باز این خودش دو اطلاق داره طبیعت گرایی بالمعنی الاعم و طبیعت گرایی بالمعنی الاخص و ناطبیعت گرا یا در واقع نچرالیست و نا نچرالیست یعنی رئالیست ها یا واقع گرا ها به دو دسته ی طبیعت گرا و ناطبیعت گرا تقسیم میشن که ناطبیعت گرا شهود گرایان هستنداینتونشانیل ها و مر به هر حال یگی از شاخص ترین فیلسوفان این گرایش است
مکینتایر خب از چهره های بسیار شاخص اخلاق فضیلت است که علی الادعا احیای اخلاق ارسطویی است فلسفه ی اخلاق معاصر یا جدید فرق می گذاریم بین جدید و معاصر فلسفه ی اخلاق جدید غربی رو میتونیم از زمان کسانی مثل جان لاک هابز هیوم و امثال این ها در نظر بگیریم و فلسفه ی اخلاق معاصر همین بحث هایی است که در قرن بیستم عمدتا مطرح شده کسانی مثل مر مثل هر و خود مکینتایر و امثال این ها
خب در فلسفه ی اخلاق جدید و معاصر رسم بر این بوده است بر عمل و کنش و افعال اخلاقی تمرکز داشته اند و سوال ها همواره از احکام و ویژگی های اخلاقی اعمال بوده نه صفات نه خصال سخن از فضیلت و رذیلت نبوده سخن از عمل نیک و عمل بد بوده در حالی که در سنت ارسطویی که بعد وارد جهان اسلام هم شد و بخش قابل توجهی از کتاب های اخلاقی ما در این سنت در واقع یا ادامه دهنده ی این سنت هستند البته با یک گرایش اسلامی حتی آثار کسانی مثل نراقیین این ها تمرکزشون بر خصال است نه بر افعال آنچه که بر این دستگاه نظری اهمیت داره خصال اخلاقی است نه رفتار اخلاقی نه افعال اخلاقی
۱:۰۰:۰۷ خب این یک تفاوت مهمی است که بین این دو دیگاه وجود داره و مکینتایر جزو احیاگران اخلاق فضیلت ارسطویی است که بر اهمیت خصال و نفسانیات تاکید میکنه جای رفتار و عملی که قابل مشاهده است
بنابراین مکینتایر باز جزو این دسته قرار میگیره فیلسوفان فضیلت یا فیلسوفان اخلاق فضیلت و خب از این منظر بعدا نتایج فلسفه ی سیاسی هم اخذ شده و توجه داریم که به هر حال از بنیان های فلسفه ی سیاسی فلسفه ی اخلاق یعنی به هر حال بدون اتخاذ موضع در فلسفه ی اخلاق نمیتوان در فلسفه ی سیاست موضع به تعبیری موجه اتخاذ کرد و بر همین مبناست که در مبانیش در فلسفه ی اخلاق است که خب لیبرالیسم رو هم نقد میکنه و یکی از منتقدان جدی لیبرالیسم هست و خب یک سنتی رو در فلسفه ی سیاسی ایجاد کردند تحت عنوان جامع گرایی یا حالا اگر این ترجمه ترجمه ی مناسبی باشه کامیوناتاریسم او و چند نفر دیگه
به هر حال این هم از جناب مکینتایر که یک تاریخ فلسفه ی اخلاق هم ازش به فارسی ترجمه شده اون کتاب اخلاقیش هم ترجمه شده آقای شهریاری در پی فضیلت افتر ویرچو که کتاب محوریش در حوزه ی اخلاق هست و آقای حمید شهریاری و محمدعلی شمالی اون رو ترجمه کردند درباره ی مکینتایر و از مکینتایر آثار متعددی به فارسی ترجمه شده دیگه که یکیش این است جماعت گرایی همان کامینیوتالیس فضیلت محوری و سیاست بله این کتابی است درباره ی مکینتایر الاستیک مکینتایر
بسیار خب والسلام علیکم و رحمة الله

برچسب ها: , , , , , , , , , ,

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست