افتتاحیه دوره تربیت پژوهشگر اخلاق پژوهی دکتر قراملکی

بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان برنامه دوره تربیت پژوهشگر اخلاق پژوهی – دکتر قرا ملکی – تاریخ ۱۱ دی – افتتاحیه
خدا قوت می گویم به دوستان.
چند نکته ای را به مناسبت این افتتاحیه خدمت شما عزیزان برسانم.


سه برادر بودند در یک خانواده آن زمان برق نبود و چراغ نفتی بود و هر وقت می خواستند شام بخورند و سفره می خواند و چراغ نفتی می گذاشتند و یک برادر پشت چراغ نفتی می ماند و صغر سن آنجا بود، بقیه خوب می خوردند و به این چیزی نمی رسید و بقیه قوی و هیکل مند شدند و این نحیف ماند.


این قصه قصه سه برادر کلام، فقه و اخلاق است، این سه دانش که با هویت واسطه ای بین وحی بین مخاطبان وحی سه دانشی هستند که در تمدن اسلامی شکوفا شده اند، اگرچه اخلاق فلسفی از یونان آمد، ولی دانشمندان مسلمان توانسته اند یک اخلاق وحیانی، دانشی مبتنی بر معارف قرآن و سنت ایجاد کنند و در طول تاریخ این اخلاق، برادری بود که پشت چراغ نفتی قرار گرفت.


فقه پویا شد و توسعه یافت و حق هم همین است و باید پاسخگوی مسائل عینی بود و مسائل عینی هم بزرگ می شوند و هم تکثیر می یابند و فقیه هم باید پاسخگو شود و پا به پای فضای مجازی و استارآپهای مجازی و پابه پای فضا و نانو، فقیه باید بتواند احکام شرعی را از ادله تفصیلی استنباط کند.


علم کلام هم روزگار خوشی داشت و حکیمان بزرگی مثل طوسی پی محکمی انداختند به ویژه کلام شیعه را و به تحریک رقابتی که وجود داشت اشاعر هم به سبک خواجه طوسی سعی کردند نظام های کلامی خود را استوار کنند، شرح مقاصد و شرح مواقف نوشته شده.


بعد از انقلاب هم کلام جدید مطرح شد و داشت با رونق پیش می رفت یک کسی که جزء این سه برادر نبود و اسم شیکی داشت به نام فلسفه دینی و چون مد و شیک بود، کلام جدید را کنار گذاشت و با جذابیت اسمی که داشت جا را بر کلام جدید تنگ کند.


اما بر سر اخلاق حادثه خوبی نیامد، علم اخلاق پا به پای بقیه علوم رشد نکرد، این در حالتی است که جامعه جهانی زخم خورده اخلاق هستند و تشنه اخلاق است و رسالت جهانی پیامبر ما راهبردی ترین عنصر آن اخلاق است، امروز هم جامع خودمان هم به شدت نیازمند به اخلاق است.


ببینید طرف اول باید مسلمان باشد، شیعه باشد، متدین باشد، مقلد باشد، بعد شود کاربر علم فقه، کاربر علم اخلاق این شرایط را به نظر شما می خواهد؟


این شرایط را نمی خواهد، همه می تواند کاربر علم اخلاق باشند، همه مسائل اخلاقی را دنبال این هستند که بدانند.
۵:۱۲ ما امروز مسائل جدی اخلاقی، زمین مانده است آیا این روش انتصاب مدیران اخلاقی است و یا آن روش انتصاب مدیران اخلاقی است؟
مسئله ای است یک مسئله ای است نه دولت ها این را پرسیدند و نه دانشمندان آمدند و به دولت ها گفته اند که در این انتصابات بحثی به نام بحث اخلاقی است، در همه ترازها اینگونه است، یک مفهومی در کشورهای صنعتی وجود دارد، به نام إتکا کانسیدنشین ملاحظات اخلاقی، هیچ طرح تحولی هیچ کس نمی تواند بدهد در کشورهای صنعتی مگر اینکه ابتدا بده متخصصان اخلاق ملاحظات اخلاقی بنویسند، یعنی کسی می خواهد دستی ببرد در نظام آموزش و پرورش یا نظام اقتصادی، طرحش اول باید فرستاده شود به متخصصان اخلاق، وقتی به مجلس می برد جزء گزارشات این است که ملاحظات اخلاقی این است.


مقام معظم رهبری با درایت و هوشیار چند سال پیش مفهوم پیوست فرهنگی را مطرح کردند و بخش بزرگی از این ملاحظات اخلاقی است. حال اگر دولتی یا متخصصی پیدا شد و گفت دانشمندان بیایید ملاحظات اخلاقی تحول نظام سلامت را بدهید یا برنامه بانک مرکزی را ملاحظات اخلاقی را بدهید، چند دانشمند پاسخگو دارید؟ می توانید بشمارید؟
ایران در شبیه سازی جزء کشورهای بسیار پیشرفته است، چند تا کار اخلاقی در شبیه سازی کرده ایم؟ ایران در هوا و فضا جزء کشورهای بسیار پیشرفته جهان است، چند بحث های اخلاقی را طرح کرده ایم؟
هم ضعف الطالب و المطلوب، هم کاربر بی خبر است که این ها مسائل اخلاقی است و باید حل شود و هم دانشمندان که باید به این مسائل جواب دهند، بی خبر شده اند. ما ادبیات علمی اخلاقمان به نحو شرمسارانه ای ضعیف است.
شما بر اساس این عرض بنده، بنده را غرب زده بگیر. اگر با این مشکل شما حل می شود، شما حل کنید.


مثالی که همیشه دم دست می زنم این است که در باب داوری علمی، چندتا مقاله داری، مسائل اخلاقی و ملاحظات اخلاقی و به طور کلی اخلاق داوری علمی درباره اخلاق داوری ورزش، چندتا مقاله داریم؟
امروز در دنیا می گویند داوری فوتبال با داوری والیبال فرق دارد بنابراین تحقیق در اخلاق اینها دو حوزه است، قلمروه تا اینجا رفته است.


اخلاق داوری هنری این همه جشنواره داریم، همه این جشنواره ها حاشیه ساز شده اند به جای اینکه فرصت شوند، حاشیه ساز شده اند تا حال شما دیده اید کسی مقاله ای بنویسید و به دل مسائل اخلاقی داوری های هنری برود؟ این همه جشنواری داریم، جشنواره فیلم کوتاه، فیلم بلند، مقاومت و…
جای جای این کشور به شدت نیاز داریم.


بنده که اسمم بد در رفته و فکر می کنند یک چیزهایی در اخلاق بلدم، مدیران زنگ می زنند و مشورت می کنند، معاون آموزش وزیر عالی به من ده مسئله داده که از نظر اخلاقی حل کن.
آیا بومی گزینی دانشگاه ها اخلاقی است؟
آیا تمرکز گرایی در دانشگاه اخلاقی است یا تمرکز زدایی؟
۱۰:۲۲ اخیرا پیشنهادی امده به نام مویل استیودنت آیا این طرح را اجرا کنیم اخلاقی است یا اجرا نکنیم آیا این آیین نامه ارتقا اخلاقی است یا خیر؟
این چندتایی که نوشته داده به من، من به کی بدم اینها را تحقیقی جواب بدهد؟ چند نفر را داریم؟
واقعیت این است که انبوهی مسائل اخلاقی ریخته در این کشور، و من هم با تمام اخلاصی که می توانم داشته باشم بگویم، این انقلاب، تمدن، نظام هیچی نمی تواند براندازد جز تباهی اخلاق و این تباهی اخلاقی در پیش است و شروع شده است.
ما باید چه کنیم؟
شورای عالی مجازی پژوهشگاه دارد، گروه اخلاق مجازی دارند، بارها با من نشسته اند و صحبت کنیم، ما یک عالمه مسائل اخلاقی داریم کی باید اینها را حل کند؟


جالب این است که من دانشمند هم نشسته ام به جای کمک، نق می زنم. در همه چیز مسائل اخلاقی لنگ شده است، و نیاز به پژوهش دارد، نیاز به تحقیق دارد. در اخلاق حرف مفت زیاد زده شده است، زمان حرف مفت زدن تمام شده.


باید حرفی بزنیم که گره ای از جایی حل شود، و امروز به شدت نسل جوان ما، نسل تحصیل کرده ما، نسل های دیگر ما نیاز دارند، حال من جای دوری نروم، شما طلبه تربیت می کنید برود تبلیغ کند، می دانید در محراب داری، چند مسئله اخلاقی داریم؟ مقاله و کتاب سراغ دارید؟ در مدیریت مسجد در منبر داری، ما چقدر مسائل اخلاقی می توانیم داشته باشیم؟


بد یک حادثه رخ می دهد وقتی تحقیق نکنیم بی خبر می شویم از این حوزه ها، این را صغرا قرار بدهید، بی خبری یعنی جاهل. یک کبری از کلمات مبارکه امیرالمومنین علیه السلام نهج البلاغه ضمیمه کنید به این صغری آن این است الناس، این ال استغراق است، الناس اعداء ما جهلوا. وقتی این جوری شد، یکی هم که در اخلاق فعالیت می کند گیر می دهیم سکولار است غربزده است امی است نفهم هست و…


آن هم شده چوب دو سر طلا، چون بی خبر ها به جای اینکه با خبر شوند و کمک کنند، الناس اعداء ما جهلوا شده اند.


دوستان عزیز من واقعا در حد توانم حرف می زنم، نه می گویم تکلیف شرعی است، چون توان من نیست این را بگویم، نه می توانم بگویم عند الله و رسوله مسئولیم، اما می گویم تباهی اخلاقی بر ما دارد تحمیل می شود، بر حرف و شعار جلوی آن نمی توان ایستاد.


من چرا کتاب انگاره را نوشتم، مثال دارم می زنم، فقط مثال است، ببنید بنده اصلا انگاره چه ربط دارد.
۱۴:۵۵ من ساعتهای زیادی را با هماهنگی بعضی از مراکز نشستم شبکه هایی مثل من و تو را به دقت تحلیل محتوا کردم و دیدم جنگ انگاره ای علیه اخلاق ما شروع شده، این را باید یکی کشف و بحث کند و راه حل بدهد البته با یک کتاب هیچی نمی شود.


ببنید امروز انگاره سازی های ضد اخلاقی از فقه دارند تبلیغ می کنند، یا نمی شنویم یا می شنویم و اهمیت نمی دهیم.


حوزه اخلاق، حوزه صرفا پند و نصیحت نیست، پند و نصیحت در جای خودش موثر است، اخلاق، دانش و فناوری اصلاح رفتار است. باید این را متولد کنیم، اگر به من بگویند از این پیشنهادی که دادید چه می خواهید آخرش، این پژوهشگران و این پودمان و دوره ها که به نظر بنده تازه دوره شماره یک است، دوره های تکمیلی باید بیاید، من معتقدم هستم که اصلا بیایید یکسری کتابهای اخلاقی نوشته ایم و بخوانیم. ما می خواهیم در کشور دانش فناوری و اصلاح رفتار تولید شود.


مثلا در بابا تغییر خلق کارمندان باسابقه در کشور ما یک یاس است، می گویند این ۵۰ سالش است و نمی شود کاریش کرد.


علم امروز می گوید نه، همانگونه علم امروز و تکنولوژی امروز ابر تگرگی که تهدید است تبدیل کند به ابر بارانی که بشود و فرصت شود. و این تکنولوژی در ایران استفاده می شود کشاورزان خریدن و نصب کرده اند.
اخلاق هم تکنولوژی می خواهد، تکنولوژی تغییر خلق و رفتار. امروز ما در اخلاق، آنقدر مسائل زمینه افتاده داریم.


مثلا چقدر روایات داریم در انتخاب دوست دقت کن، در انتخاب داماد دقت کن، در انتخاب همسر، معلم بچه دقت کن. این یعنی یکی از مهمترین دغدغه ها در انتصابات و انتخابات و گزینش ها، اخلاق است، در این مملکات در جذب قاضی، می پرسدند که احکام کفن و دفن چیست؟!


قاضی که فرضش این است عمری را در حوزه بوده، چرا؟ چون به اینجا نرسیده این که ما تکنولوژی سنجش اخلاق لازم داریم.


امروز در دنیا می آیند وفاداری، امانت داری، راز داری را می سنجنند، می گویند این آقا دامنه راز داریش اینقدر است، دامنه امانت داریش اینقدر است، یعنی فضایل خلقی درونی کیفی پنهان را با تکنولوژی تبدیل به عدد و رقم کردند و می گویند این آقا برای رئیس شعبه بودن امانت داری اش مناسب است اما برای مدیر کل تسهیلات مالی بودند امانت داری اش مناسب نیست، این آقا مناسب است اما برای مدیرعامل بانک مناسب نیست.


این یعنی کمی است، البته ما راه پزیتبیت نمی خواهیم برویم، صد در صد نیست، انسان است. اما این همه حکما ما دنبال خلق بودند، امروز دنیا گفته هر جا بگوئید رفتار در انتصابات، خلق ملاک است. این خلق را باید سنجید.
ما در دانش سنجش اخلاق، فقیر هستیم.


۱۹:۵۸ خدمت حضرت آیت الله مصباح یزدی، جلد ۳ اسفار می خواندیم، ایشان سفری به غرب داشتند و بعد رفتیم عرض ادب کنیم و بپرسیم کی درس شروع شود. دیدیم خیلی تمایل دارند از سفر صحبت کنند، ایشان اینگونه نبود که بخواهند خوشگل بودن را بگویند، رفقا عجله داشتند و گفتم دیر نمی شود و حاج آقا را به صحبت بگیریم تا ببینیم چه می گوید. گفتند انقلاب که شد شهید بهشتی از آلمان آمد یک حرفی زد که من از ایشان دلگیر و مکدر شدم و در این سفر آن تکدر خاطرم رفع شد. بعد توضیح دادند گفتند آقای بهشتی وقتی آمدن به من گفتند آقای مصباح حوزه که اینگونه پیش می رود باید فقهش را از لندن وارد کند و ناراحت شدم و گفتم اینها چند سالی رفتن و غرب زده شده اند و خودباخته شدند.


بعد گفتن من اینبار که رفتم گروه های اسلام شناسی که دیدیم دپارتمان صحاح سته که دیدم، کارهای حجیمی که دارند می کنند دیدم، دیگر آن تکدر که از شهید بهشتی در دلم نشسته بود، رفع شد.


ببنید دوستان امروز نزدیک به یک میلیون صفحه در مورد آراء اخلاقی کندی محاسبی و ذکریا رازی تحقیق به زبان آلمانی و انگلیسی و فرانسه شده، ما فارسها چقدر تحقیق کردیم؟ ما نه میراث اخلاقیمون را بازیافتیم ونه تصحیح کردیم و نه پژوهش کردیم و نه تحلیل کردیم.


ما در تمدنمان نظریه پردازان اخلاقی بزرگی داریم، مثلا خزائلی هستند که رویشان خوابیدم و گشنه هستیم.
اگر لحن من عطاب و خطاب است بدانید از دردی ناشی می شود، یک پایم من خارج است و یک پایم سازمان های کسب و کار است، یک پایم از بچگی بچه حوزه بودیم و هستیم، دردم می آید که این همه نیاز و این کم کاری ما.
تا اینجا ضرورت عرض کردم، تا منبری بعدی نیامده ما بیاد ادامه بدهیم.


یک مقدار در باره روش حرف بزنم. تاسیس علم و فناوری اخلاق به معنای اصلاح رفتار، بدون روش نمی شود، روش مندی مهم است، امروز همه می دانند تمام محققان به یک چیز رسیده اند حوزه اخلاق، حوزه نوشتگی است، ما اگر مسلح به میان رشتگی نباشیم، در تحقیقات اخلاقی شکست می خوریم، این اولین نکته است، برای اینکه مسائل اخلاقی در امروز، اغلب مسائل میان رشتگی هستند و رهیافت میان رشتگی بیشتر می توان مسائل را حل کرد، چون بهتر می توان مسائل را تشخیص داد و تا مشائل تشخیص ندهیم نمی توانیم حل کنیم.


بنابراین به لحاظ روش نیاز داریم که ما رویکرد های میان رشتگی داشته باشیم و این هم یک شعار نیست و کارهای گروهی و جدی می خواهد، این اولین عرض بنده.


دومین عرض بنده این است که اگر می خواهید محقق اخلاق تراز اول باشید، باید در صف بین المللی با تراز اول ها در گفتگو باشیم، پهلوان در کلاس معنا ندارد، وقتی فرد پهلوان است که یکی مثل من در آن کلاس بیاید، اگر می خواهیم تراز اول اخلاق باشیم باید بتوانیم در سطح جهانی با محققان تراز اول صحبت کنیم.


۲۵:۴ دوستی در این جمع زنگ زد که در مورد نظریه حزن و اندوه کندی و ذکریا رازی کار می کند، فوری به ذهنم آمد ایشان باید مشورت کند با ده ها دانشمند که در جهان درباره نظریه حزن و اندوه کندی و ذکریا رازی امروز در دنیا دارند کار می کنند. ما باید با آنها بتوانیم هم حرف شویم آقای بیمن مقاله می نویسد و ادعا می کند ذکریا رازی بالکل ملحد بوده و اخلاقش افیکلی است خانم درانت فرانسوی دلایل می آورد که نظام نظریه اخلاقی رازی قرآنی است چرا ما وارد دعوا نمی شویم و بحث نمی کنیم چرا خانم اسمیت باید زندگی نامه محاسبی بنویسید و کتاب الرعایه لحقوق الله را تصحیح کند.


ما می توانیم این کارها را کنیم، شرطش که شرط دوم است، امکان گفتگو، یعنی در همایشهای بین المللی حضور داشته باشیم در مقالات بین المللی حضور داشته باشیم، حوزه باید این خدمات را بدهد، بگوید انگلیسی خوب از ما و ارتباط با مجلات هم از ما.
در حوزه اخلاق اسلامی اگر ما در دنیا حرف نزیم، کی باید حرف بزنیم؟
آن زمان که اقای امینی معاون پژوهشی قم بود، دفتری تاسیس کردند.


آقای حصاری هم می شنوند که از نظر مدیریتی دوست دارم اگر در حوزه مشهد بتوانید دفتر خدمات فعالیت علمی بین المللی بزنید، بگوید فضلاء برای حضور در همایشها و تعامل با جهانیان خدمات می دهیم، فکر از شما تبدیل به انگلیسی از ما، مکاتبات با مجلات از ما، آقای امینی در قم اینکار را کرد، مقاله می رفت و آنها نقد می کردند و به مقاله نویس برگشت می دادند و توضیح هم می دادند.
این پیشنهاد به ذهنم رسیده بود و در ژآپن که رفتم دیدیم اینها با این روش رفته اند و دفتر بزرگی دارم که دفتر خدمات علمی یعنی به پژوهشگران خدمات بدهیم که بتوانند به بین المللی بپردازند.


میان رشتگی، تعامل جهانی، الله الله الله فی المنطق، مهارت های منطقی برای پژوهشگر اخلاق حرف اول را می زند، گاهی خبرنگار و غیر خبرنگار می آید و می گوید چطور شده شما به عنوان یک الهیاتی، رفتید در شرکت های بزرگ موفق بودید، اینهمه پروژه اجرایی کردید، اولین جوابم این است بعد از تعارفات، منطق خوانده ام، منطق قدیم و هم منطق ریاضی را خوب سعی کردم بلد باشم و در کلاسهای اخلاق به شدت کمک می کردم.


با مهندسان خوب می توانستم ارتباط برقرار کنم و سوالات را جواب دهم، مقداری به منطق بر می گردد.
من جای آقای مرتضوی باشیم جنبی برای این دوره دو کلاس منطق کاربردی قدیم و ریاضی می گذارم، یک هفته مال من باشید در منطق ریاضی استادتان می کنیم. من در حوزه علمیه قم منطق ریاضی می گفتم، ۲۰ سال پیش.
اینها ابزار هستند و به شدت لازم است و از صفر صفر، طرف از پی و کیو می ترسید و می گفت چی هستند و از همان جا می توان شروع کرد.


۲۹:۵۷ بنابراین مهارتهای منطقی در بحث تحقیقات اخلاقی تاثیر به شدت بالایی دارد.
من دامن سخن را بچینم و دوست عزیزی که فرمایشی دارند بفرمایند و من تمام کنیم.
-عرض کنم منابع اخلاق که بخواهیم موضوع اخراج کنیم، مگر غیر از عقل و شرع دیگری است؟
منابع به چه معنا است؟
-منابع یعنی چیزهایی که اخلاق را می خواهیم از آن استخراج کنیم؟ اخلاق اسلامی منبعی غیر از شرع و عقل ندارد. از آنجایی که انسان را خداوند به وجود آورده و تنها موجودی که می تواند این علم برای انسان برنامه ریزی کند از خداوند و از طریق وحی است و اخلاق را غیر از طریق وحی نمی توانیم بگیریم و اگر این مقدمه باشد نیاز به ابزارهای مهمی داریم که مهترین آنها روش استنباط از آیات و روایات است که اجتهاد می باشد ، پس مجتهد شدن مقدمه برای پژوهشگر اخلاق است.


فرمایش شما کاملا متین است، اولا شما وقتی منابع می گوید به اصطلاح فقهی می گویید که خیلی فرقی بین منابع و ادله نمی گذاریم و اینها چیزهایی هستند که حجیت شرعی را تامین می کنند، حال جای سوال اینجا است ما در علم کلام دنبال حجیت شرعی هستیم، یعنی متدی که متکلمان فاخر مثل شیخ طوسی، چند رساله کلامی مهم دارد، مثل سید مرتضی، شیخ مفید تا به خواجه طوسی برسد، در علم کلام حجیتی که در فقه است مطرح است؟ نه مرز علوم را جدا کنید، اگر مبناتون از اول این است که ما اخلاقمان همان فقهمان باشد، بحثی نیست و دعوا نیست. پس یک عرض من این شد اصلا مفهوم منبع در این سه برادر یعنی فقه، کلام و اخلاق، متفاوت است، خود مفهومش متفاوت است. در فقه به حجیت مربوط است، حجیت به اصطلاح فقهی، اما در حوزه اخلاق، اصلا حجیت به این معنا مطرح نیست، در کلام هم نیست، آن وقت وقتی مفهوم منبع عوض شد، مصادیق منبع هم عوض می شود.


نکته دوم من به جد و به شدت دنبال این هستم که دانشی به دانش اخلاق وحیانی توسعه بدهیم و ایجاد کنیم، اما همان گونه فقهاء عظام ادله دارند که از آن حکم استنباط می کنند و موضوع دارند، شما اگر بخواهید اخلاق وحیانی داشته باشید می توانیم چشم به موضوع ببندید یا موضوع را خوب باید بشناسید. برای استنباط حکم از آن ادله اجتهاد لازم است و این هم چون امر بدیهی بود و من نگفتم. اما متخصص اخلاق موضوعات را باید بشناسد یا نه؟ من یک مثال ساده می زنم، همین حالا من درگیر هستم در مشهد از دو تا اعضای شورای شهر مشهد دغدغه اخلاقی دارند و هر وقت مشهد می آیم جلسه می گذارند، می گویند طرح فلان را اجرا می کنیم اخلاقا چه جور هست؟ کی می تواند جواب دهد؟ به نظر من فردی از طرفی شهر سازی را بلد باشد و موضوع را بشناسد و از طرفی ادله شرعی هم بشناسد و اجتهاد هم داشته باشد.


۳۵ پس لا خلاف در اینکه در اخلاق وحیانی غیر از اینکه اجتهاد از ادله لازم است، شناخت موضوع هم لازم است، برای شناخت موضوع باید شما حتما مطالعه میان رشتگی داشته باشید.
آخرین عرض من این است که شما اخلاق وحیانی را اجتهاد می کنید و کار می کنید، البته امیدواریم فقط شعار بدهیم و نیامدیم شعار خوشگل بدهیم، اگر مرد میدان بودید چرا در کنار فقه، اخلاق وحیانی رشد نکرد؟ چرا در این چند صد سال اخیر اخلاق وحیانی رشد نکرده است.


قوه قضایی سر تا پا درگیر مسائل اخلاقی در آئین دادرسی و زندان است، چندتا کتاب در مورد اخلاق وحیانی نوشته ایم؟
من می گویم بیایید اخلاق وحیانی را با همان اجتهاد و موضوع شناسی ترویج دهید اما نکته ای است که شما می توانید رقبا را نادیده بگیرید و اشکالات آنها را نشنوید؟ نظام اخلاق وحیانی یک نظام است، در جامعه شما اولا و در جامعه جهانی ثانیا نظام های رقیب است با آنها چالش نمی خواهید کنید و نمی خواهید جواب بدهید؟
مدلتان فقه نباشد.


من عرض می کنم در فقه دو مسئله جدا شده اما در اخلاق نمی تواند جدا شود. در فقه یک مسئله این است که فقیه باید بگوید ادله شرعی حکم این را چه می دانند، فقیه باید جواب بدهند، اما مسئله دوم اینجا وجود دارد، یکی از راه می رسد من می دانم ادله شرعی می گوید قطع ید، اما چرا قطع ید می کنید؟ این چرا را کی باید جواب دهد.
می دانید که در سنت فقهی ما اینها مسائل فقهی ما نیستند اما باید جواب داده شود یا خیر؟ در اخلاق نمی توانیم بگوئیم من ادله شرعی را می گویم چی گفته، مثال ساده غبطه بر اساس روایات و ادله شرعیه، اشکال ندارد، امروز روانشناسان می گویند غبطه بیماری روانی است و اشکال دارد، من نمی گویم درست می گویند حالا شمای مختصص اخلاق بایداین اشکال را جواب دهید یا خیر؟


-اینکه فرمودید اخلاق لاغر شد و فقه چاق، به نظر اینگونه نیست فقه و اخلاق با هم دیگر رفتند و مستقیما به اخلاق پرداخته نشده به اخلاق در کنار فقه پرداخته شده است. ما دو نوع احکام تکلیفی و وضعی داریم، احکام تکلیفی همه مال اخلاق است، مثل غیبت و تهمت، اگر کسی در غذا خوردنش پرخوری کند، مربوط به اخلاق است.
من سوال می پرسم در کدام ابواب فقه ما کتاب الحسد آمده است؟
-فقط بحث حسد نیست. مثلا شما فکر میکنیم نماز که کتاب الصلاة است، چقدر در اخلاق ما تاثیر دارد، روزه چقدر در اخلاق ما تاثیر دارد فقر زدایی که خمس و زکات است چقدر در اخلاق تاثیر دارید.
در محل نزاع بحث نمی کنید، بحث تاثیر یک چیز دیگر است. مگر ادعا این بود که نماز و روزه تاثیر اخلاقی ندارد؟! که شما این را رد می کنید، حتما باید محل نزاع امر واحد باشد.

  • محل نزاع آنجا مشکل است که ما آمدیم مرز بین فقه و اخلاق را جدا کردیم یعنی گفتیم فقه یک علم است و اخلاق یک علم است، اینها تاثیر و تاثر شدید به هم دارند و از هم جدا نمی شوند.
    ۴۰ اولین درس منطق این است ارتباط ثانویت می آورد. وقتی شما می گوئید این دو تحت تاثیر و ارتباط هستند، یعنی دو تا هستند، چرا دقت نمی کنید. خیلی ساده است مگر محل نزاع این است که اخلاق و فقه بی ارتباطند، مگر محل نزاع این است که بی تاثیر هستند. تازه من بیانم با بیان دیگر فرق داشت من نگفتم آن رشد کرده و جای این را تنگ کرده.
    معتقدم فقه حقش رشد است و باید رشد کند اما اخلاق هم باید رشد کند، یعنی همان مداقه های فقهی که می کنید درباب معامله، همان مداقه های فقهی در باب مسائل ریز حسد هم باید بکنید. غبطه هم همینجور، وفا به عهد هم همینجور. ما حرفمان این است که حرفمان با شما خیلی فاصله ندارد اگر عنایت کنید اصلا قصه این نیست، دو علم جدا با هم ارتباط دارند و تاثیر کردن به معنای این نیست که این ها یک علم هستند. در جلسه قبل از صبح، من براتون توضیح دادم و گفتم وقتی گفتم قلمرو اخلاق نزد حکماء ما خلق بود و امروزی ها کردن رفتار، گفتم که در تمدن ما خیلی ها قملرو اخلاق را رفتار می دانند و مثال به آداب جهاد و قضاء زدم. اینها را کسی نباید انکار کند، اما ما یک بحث خیلی ساده داریم و من فکر می کنم جای احتجاز نیست، من می خواهم بگویم اخلاق فراموش شده، شما بگوئید فراموش نشده من بحث نداریم و دعوا ندارم.
    من می گویم اخلاق فراموش شده سیستم بانکی کشور به هرچی غیر از اخلاق فکر می کنند، چون اگر به اخلاق فکر کند دانشمندان جواب حاضر ندارند.
    یک خاطره ای بگویم، در بابلسر مرکز آموزشی بانک ملی مدیران ارشد بانک ملی جمع شدند که صبح تا ظهر درس اخلاق گفتم ۴ سال، هیئت مدیره هم بود یک شیخ معمم هم جزء هیئت مدیره بود، بحث کردیم و مسائل اخلاقی را طرح کردیم، این شیخ دستش را بلند کرد و گفت من یک جمله ای می گویم ببین این جمله نشان می دهد که مطلب را من فهمیدم؟ گفت ای کاش اول انقلاب که شد ما دغدغه فقه بانک که داشتیم دغدغه اخلاق هم می داشتیم. گفتم توضیح بده. گفت اگر دغدغه اخلاق داشتیم سر فقه کلاه نمی گذاشتیم.
    برادر من از دو حالت خارج نیست، اگر از منظر شما علم اخلاق توسعه یافته ای داریم در کنار فقه یا بغل فقه مهم نیست، و نیاز نیست محقق تربیت شود و علم رشد پیدا کند، ما بحثی نداریم اما اگر نه، نیازی است و اگر می بینید بسیاری از مسائل اخلاقی بر زمین مانده است و کتابهای خوبی در این زمینه به عنوان راهگشا نداریم، به یکدیگر کمک کنیم که این توسعه پیدا کند.
    -تعریفی در فقه داریم که فقه را تقسیم می کند به………… این را قبول داریم.
    واژه فقه به اشتراک لفظی معانی مختلف دارد: یکی یعنی معرفت دینی به طور کلی که کلام و اخلاق هم فقه است و فقه هم فقه است. فکر کنم بحث ما روی واژه نیست. اصلا روی واژه نیست.
    ۴۵:۲ تفقه در دین همان زمان ها به معنای اجتهاد به طور کلی.
    -این دوره ای گذاشته اید، هدف را بیشتر توضیح دهیم تا نتیجه حاصل شود.
    مرتضوی: دغدغه این است که در طول این دوره باید ادامه بدهیم.
    این سوال، سوال حقی است، من یادم نیست که چندین ساعت درس است، می خواهد به کجا برسد؟ در ذهن من این است که یک نگاه جدیدی به اخلاق پیدا کند و با اخلاق اسلامی آشتی کند روی بیاوریم و بدانیم اخلاق اسلامی می تواند خیلی کمک کند و توسعه دهد، یعنی تغییر نگاه و نگرش، این اولین هدفی است که من دنبال می کنم، البته دوره را بنده نه اداره می کنم ونه مدیر علمی هستم، من دو سفر گفتم می توانم بیایم یکی فردا تمام می شود و یکی دیگر هم می آیم و سهم من تمام می شود.
    دوم اینکه می خواهیم بگوئیم اخلاق، مهارت ورزی های اخلاقی هم در آن است. یعنی غیر از دانستن اخلاق می توانیم مثلا مهارتهای منطقی بر اساس تمرین به یکدیگر کمک کنیم مهارت را بدست بیاوریم.
    به دیگر سخن، همانطور که مشاورت خانواده و شغلی و تحصیلی داریم، ما می توانیم در این شهر ادعای مشاوره اخلاق کنیم، یعنی افراد چه اشخاص حقیقی باشند و چه حقوقی، مسائل اخلاقیشان را از شما بپرسند و شما آنقدر توانا باشید که مسائل اخلاقی را حل کنید، یعین بشوید یک مشاور اخلاق که افراد بیاید و بگویند من در زندگی شخصی و یا خانوادگی یا سازمانی ام این مشکل اخلاقی راداریم، به نظر شما این را چگونه حل کنیم.
    یک خاطره می گویم امیدوارم ان شاء الله منظورم را برسانم، بلغارستان سه سال از یوغ کمونیست در آمده بود، من رفتم بودم آنجا سفیر ایران در بلغارستان به من زنگ زد، گفت خبر بودن شما در سوفیا منتشر شده، مشاوره اخلاقی مجلس بلغارستان می خواهد شما را ببیند، یعنی مجلس بلغارستان مشاور اخلاقی استخدام کرده است، طرف هم استاد دانشگاه و اخلاق پژوه است، آمد و گفت ما یک لایحه داریم در مجلس می خواهند تصویب کنند ولی به من ماموریت داده اند که اخلاقی است یا نیست، لایحه این بود هرگونه دینی را می خواهیم رسمی کنیم در کشور، یعنی هرچیزی که اسمش دین است، رسمی شود.
    بعد این را بلغارستان تازه از یوغ کمونیست درآمده شعورش رسیده که این مقر را یک ملاحظه اخلاقی کنند، و این دانشمند می خواهد برود توضیح بدهد این کار اخلاقی است یا خیر و بعد شنیده بود من انجا ، نصف روزی آمد و صحبت کردیم و مباحثه کردیم و ابعاد مختلف را.
    ۴۹:۵۶ امروز تصمیم گیری ها مشاور اخلاقی می خواهد، خیلی ساده است، حال این مشاوره اخلاق، همان اخلاق وحیانی است، متخصص می خواهد یا خیر؟ در واقع یکی از اهداف ما این است که بتوانیم متخصصی تربیت بشه که بتواند مشاوره اخلاقی در عمل بدهد.
    هدف دیگری من در ذهنم است و این اهداف همدیگر را تقویت می کنند این است که مسائل اخلاقی را با مبانی اسلامی بتوانیم حل کنیم، پژوهش کنیم، بگوئیم به لحاظ اخلاق اسلامی، مسئولیتهای اخلاقی و وظایف اخلاقی چیست راهبردهای اخلاقی چیست. یعنی پژوهشگری باشیم من قصدم این نیست که مقاله چاپ کنید البته آنها فواید جنبی دارد، امروز چند ایده طرح کردم که اگر کار کنید می بینید چقدر خوب است که مقایسه قلمرو اخلاق بین حکما و روایات کنید. چند مقاله خیلی قشنگ در می اید.
    اما این مقاله نویسی هدف من نیست، هدف من این است که ما توانایی اجتهاد در اخلاق را داشته باشیم البته در مسائل کاملا مستحدثه در روزگار خودمان.
    -جسارتا برای جلسه بعد اگر منابعی چه مقاله و چه کتاب پیشنهاد داریم بفرمایید.
    ببنید من درس هایی انتخاب کرده ام که تحت این موضوع به این شکل کتابی نیست، بحثی که امروز مطرح کردم و فردا تکمیل خواهم کرد که قلمروی اخلاق است، قلمروی عینی اخلاق نصف مباحثش را گفتیم و نصف دیگر را فردا تمام می کنیم و قلمرو معرفتی هم تمام میکنیم.
    موضوع دیگری که اگر بتوانم فردا شروع کنیم و دفعه بعد تمام کنم، پندهای بیهوده است، می خواهم روی پند و موضوعه و نصیحت کار کنیم، کتابی سراغ ندارم که پندهای بیهوده را تحلیل کند اما نوشته هایی درباره پند، موعظه و نصیحت وجود دارد. اگر می خواهید با پیش مطالعه در دفعه بعد خدمتتان برسیم موضوع بحث این خواهد بود که چه پندی موثر است و چه پندی بیهوده است، بعد ادعا خواهیم کردیم که ظاهر بیهوده است ولی پند در جامعه یا موثر است یا مخرب است.
    من میزان تخریب گری برخی پندها و نصیحت ها را بکار خواهم گرفت در واقع موضوع بحث من موثر و مخرب بودن پندها و نصایح اخلاقی است.
    فوری در ذهنتان پندهای اخلاقی به مواعظ اخلاقی در قرآن و روایات معنا نکنید آنها بحثشان جدا است و موثر می دانیم.
    من یکی دوتا مسئله می خواستم تدریس کنم که حوزه های کاملا جدید است، مثلا انگاره ها که حوزه خیلی جدید است که یکی کتاب خود من است و یکی کتابی به نام خود فریبی که آقای زاهد شیخ الاسلام ترجمه کرده اند. اما این درخواست آقای مرتضوی و حصاری درخواست درستی است و به نظر من هر استادی که می خواهد تشریف بیاورد از جمله خود من یک سر فصل مباحث بدهد و یک منابعی معرفی کنید. اگر دوستان گروهی مثل واستاپ تشکیل بدهند و استاد هم عضو شود و بگوید این کتابها را می خواهیم کار کنیم و پیشا پیش ببینید. البته برای پسا پس هی کتاب پیشنهاد دادم از فارابی و…
    ۵۵:۶ این پیشنهاد خوبی است و می تواند از گروه های مجازی این کار را کاملا کرد.
    صلی الله علی محمد و آل محمد.
برچسب ها: , , , , , , , , ,

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست