دوره تربیت پژوهشگر اخلاق پژوهی استاد قراملکی جلسه سوم

بسم الله الرحمن الرحیم


عنوان برنامه: دوره تربیت پژوهشگر اخلاق پژوهی – دکتر قرا ملکی – تاریخ ۱۲ دی – کلاس سوم


داشتم معرفی می کردم اخلاق وحیانی به مثابه یک دانش، و عرض کردم اخلاق وحیانی دانشی است با هویت واسطه ای بین وحی و مخاطبان وحی، چند بحث است که خیلی سریع عبور کنیم و الا می مانیم، یک بحث این بود که مخاطبان بحث عام هستند، در این تردیدی نیست، همه زمانها و همه مکانها و همه قشرها، منتها یک نگاه کاربرانه نگاه کنیم، می بینیم از محصولات علم فقه، مومنان بهره بر می دارند، خوانندگانشان مومنان هستند، اما علم کلام عام عام هست از این حیث، اخلاق دوستان گفتند عام است و بعد گفتیم این عام بودن مخاطبان از این یک نتیجه گرفتیم کاربران اخلاق اسلام، صرفا متدینان نیستند بلکه عام است. این عام بودن، لوازمی دارد، حال سوال این بود که خواهش وطن دوست اگر لطف کند برداشت خودش را بگوید.
چون در جمع ما آقای وطن دوست بیش از همه ما منابع اخلاقی را مانوس است و مرور می کند. سوال من این است که کتابهای اخلاق اسلامی که ما می نویسیم از نظر شما ملتزم به این لوازم است یا خیر، ممکن است قائل به تفصیل شویم ممکن قائل شوید که برخی ملتزم هستند و برخی خیر. و سوال را همه گفتند روشن است.
حال حضرتعالی راهنمایی می فرمایید.
-عام است یا نه اصلا دستورات وحیانی چه اخلاق و چه کلام عام است.
این را قبول دارم.


اما یک بحث دیگر به نام کاربر مطرح کردیم یعنی خواننده کتاب، معمولا فقهاء کتاب می نویسند که مکلفین مراجعه می کنند و غالبا متدینان هستند امادر اخلاق، اخلاق اسلامی در دانشگاه می نویسیم هم به دست دانشجویی زرتشتی و هم مسیحی می رسد. پس این لوازمی دارد
سوال من این است که کتاب اخلاقی را که خوب می شناسید، نویسندگان در نوشتن کتاب این را لحاظ کرده اند که هر مخاطبی قرار است بخواند و استفاده کند و یا اینکه پیش فرض است که مخاطب بچه مسلمان و بچه مثبت است. سوال این است روی این لوازم چقدر تاکید دارید؟
من می گویم، یکی از لوازم، لوازم روانی است.
-این بر می گردد به مخاطب شناسی.
سوالم این است که آیا نویسندگان کتابهای اخلاق اسلامی حساسیت به این دارند؟ از نظر شما؟
-باید داشته باشند اما چه بسا ندارند.
من جرات نمی کنم جواب بدهم چون یک بزرگواری درس خارجی اداره می کرد و آقا زاده او هم ملبس بود نشسته بود، بعد یک مسئله ای طرح شد، آقا فرمودند مشهور حرمت ولی رای بنده اباحه است و شروع کرد قائلین حرمت را همه بحث کرد، و اما گفت من هیچ روایتی دال بر حرمت ندیدم. آقا زاده گفت منم ندیدم. گفت تو غلط کردی، ندیدن من ۵۰ سال گشتن است.
من می خواستم این را به من نگویم.
چون آقای وطن دوست ندیدنش از روی گشتن است.
۵ برگردیم سر بحثمان، نکته اول این شد هویت واسطه ای اقتضایش این است در اخلاق وحیانی وحی را نادیده بگیرید، اخلاق وحیانی اینجا چیست. نادیده گرفتن هم انواع دارد، مخاطبان امروز نتوانید پاسخ دهید، باز هویت واسطه ای ندارد، چون قوام هویت واسطه ای به دو طرف است و این کار خیلی سختی است.
-نویسنده ای که این مطالب را می خواهد بنویسد، اگر واقعا وحی را انتقال بدهد، نیاز نیست بحث شود، وقتی امام رضا می فرمایند کلام ما را بگویند این کلام خود به خود این خاصیت را دارد.
کلام معصوم را به صد زبان می توان گفت.
خیلی ساده است، ما این زبانها را از کجا انتخاب می کنیم؟ از مخاطب شناسی. به عنوان مثال است برای اینکه اگر قرار بود کلام امام هرکسی ببیند و حل شود، دیگر علم اخلاق و فقه لازم نبود.
هر کسی این کلام را می دید و تکلیف فقهی اش را هم می فهمید.
به عبارت دیگر هویت واسطه ای این است که حسبنا کتاب الله نداریم. یک اجتهادی لازم است، یک تخصصی لازم است، این تمام.


-اینکه فرمودید کاربران علم اخلاق وحیانی، آنهایی که وحی را قبول دارند معنایش است.
نه.
-کاربران فقه کی ها هستند، آنهایی که وحی را قبول دارند.
اجازه بدهید، ممکن است ذره ای وقت بگیرد، فشرده می گویم در افتتاحیه دیروز گفتم باید دید جهانی داشته باشیم و فرصتی می شود در دانشگاه آلمان، فرانسه و… از اخلاق اسلامی حرف بزنید. نباید حرف بزنید؟ باید حرف بزنید و حرفی بزنید که موثر باشد. به نظر بنده همه جهانیان کاربر اخلاق اسلامی هستند.
-همه کاربر علم فقه هستند. من این را گفتم شما فرمودید کاربر علم فقه فقط مسلمانان هستند.
اجازه بدهید این بحث را بیرون کلاس دنبال کنیم و خیلی تفاوت دارد. کاربر علم فقه همه هستند به واسطه در عروض، به واسط در سبب نیاز دارد، آنها مومن می شوند و مشتری شما می شوند.
در علم اخلاق اصلا لازم نیست طرف مومن شود. یعنی برای عمل کردن به توصیه اخلاقی امام صادق، مسلمان بودن شرط نیست، دقت دارید چطور است، اینها مهم است.
چون شما در عبادات شرط ایمان دارید. اما در اخلاق شرط ایمان ندارید.
منتها بحث طولانی است و بحث خوبی است.
اولین لازمه را گفتیم لازمه دوم: دوستان عزیز این هویت واسطه ای اقتضاء می کند روش را آن هم روش اجتهادی است، یعنی اگر کسی روش اجتهادی به دست نگیرد، قاعدتا نمی تواند اخلاق وحیانی برود، منتهی این روش اجتهادی، می تواند مانند روش اجتهادی فقه در نظر گرفته شود، می تواند بگوئیم یک روش اجتهادی دیگری لازم است، دیگر نه اینکه بالکل دیگر، به عبارت دیگر، روش اجتهادی مناسب با حوزه اخلاقی.
۹:۴۶ مثلا شما تا به حال به این فکر کرده اید که مفهوم زهد در قران و نهج البلاغه دو تا است. زهد در قرآن یک بار به کار رفته است و آنهم در باره حضرت یوسف که فروختند که کانوا من الزاهدین بودند. اینجا به معنا فضیلت اخلاقی است؟ نه
اما در نهج البلاغه زهد به معنای فضیلت اخلاقی است و بارها آمده است. یکباره به آقای پاکتچی گفتند امام علی هم عصر صحابه است اما به لحاظ معنا شناسی، معنا شناسی زهد در قرآن با زهد در نهج البلاغه دو معنا شناختی می خواهد.
نمی خواهم توضیح بدهیم، فقط می خواهم یادآور شویم این دانش واسطه ای، روش اجتهادی می خواهد وا ین روش اجتهادی لازم نیست حتما همان روش اجتهادی فقهی است. یک دلیل مهم این است که فقها روش اجتهادی تاسیس کرده اند که حجیت را تامین کند، آیا ما در اخلاق، همان حجیت شرعی فقهی را داریم، یا بجایش چیز دیگری داریم.
من دارم می گویم در یک آغازی قرار گرفته ایم که همش سوال است و محقق می خواهد درگیر شود. آیا اگر ما در اخلاق اسلامی همان روشهای اجتهادی فقهی را اعمال کنیم، مناسب تر است یا روشهای اجتهادی دیگری را باید تاسیس کرد. سوال است.
و این روش اجتهادی در فقه ارتباط پیدا می کند با مفهوم حجیت فقهی، بعضی ها اخیرا کتابهای معرفت شناسی می نویسند و ترجمه واژه حجیت می آورند. می گویم در نیامیزید حجیت معرفت شناختی با حجیت فقه دو چیز است.آیا ما در اخلاق حجیت فقهی را داریم؟
جوابش نیاز به تحقیق دارد و دنبالش این است که روش اجتهادی ویژه این دانش واسطه ای می طلبد یا خیر؟
بنابراین دانش واسطه ای بودن از طرفی این مخاطبان را برای ما مهم کرده است و از طرف دیگری این دانش واسطه ای روش اجتهادی را لازم دارد.


سوال: در تاریخ تمدن اسلامی چند کتاب سراغ دارید با روش اجتهادی مسائل اخلاقی را از کتاب و سنت و برای ما تبین کند؟ نه روش فلسفی ها. اینجا ست که نیاز خیلی شدید است.
و اینجوری بشود ممکن است سر از این دربیاوریم درس خارج اخلاق هم بگذاریم، یعنی با محققانی دور هم جمع شویم و ببنیم مسائل اخلاقی را چگونه می توان اجتهاد کرد و راهی پیدا کنیم.
گمانم این است که در باره اخلاق وحیانی بیشتر صحبت نکنم با توجه به وقت محدود.
اگر فرمایشی دارید بفرمایید.
-استاد در حجیت مباحث فقهی، حجیت در مسئله فقه، وقتی ما حجیت را فقه بحث می کنیم خود انسان چقدر دخیل است، شاید بتوان گفت در مباحث اخلاقی وقتی از حجیت بحث می کنیم، یک نگاهمان به انسان است، انسان است که این کارهایش خوب است و آن مسئله اخلاقی برایش حجت می شود یعنی از فضائل اخلاق. اگر ما رسیدم به این مسئله این چیز برای انسان فضیلت است، حجت در اخلاق می شود. یعنی یک نگاه باید انسان شناسی باشد و یک نگاه به مباحث انسان.
من صورت مسئله را تبیین می کنم به جای پاسخ، عدل حجیت فقهی در اخلاق اسلامی چیست؟ به عبارت دیگر در اخلاق اسلامی مانند فقه اسلامی حجیت فقهی داریم و حجیت به یک معنای دیگر داریم یا اصلا حجیت نداریم و چیز دیگری داریم؟
۱۴:۵۸ -در حقیقت اصول استنباطی در فقه دیگر در اخلاق به عنیه جاری نمی شود.
احسنت منتها فرق من با شما در یک چیز است من مسئله طرح می کنم شما جواب می دهید.
من فکر کنم روی مسئله برویم و نیاز به کار علمی دارد رساله دکتری یا کتاب.
من به حوزه ها می گویم سطح چهار اخلاق را سرمایه گذاری کند و زمین مانده است. خود این یک رساله است که آیا در اخلاق اسلامی همانند حجیت داریم به همان معنا یا چیز دیگری داریم؟ جواب این سوال خودش را اصول نشان می دهد.
تازه در مبانی و روشهای اجتهادی.
یک چیز دیگر هم معلوم می کند و آن این است که علم فقه بیخود رشد نکرده، علم فقه در درون توسعه یابنده است، حجیتش تعریف شده است، مناسب با حجیت اصولش در آمده است، اجتهادش تعریف شده است، معلوم است این علم باید رشد کند، و حالا توسعه نیافتگی علم اخلاق اسلامی برای ما معنا می شود چرا.
چون هنوز ما نیامدیم یک مبانی و اصولی را بچینیم، به همین دلیل این مسئله حجیت در اخلاق اسلامی مسنئله بنیادی است، و البته دانشجویی دکتری بگوید این را می خواهم انجام بدهم، به هر کسی روا نمی داریم و ادم قوی می خواهد که علم منطقی و اصول به خوبی بلد باشد و ذهنش لا عن شعور علم اصول را نیاورد.
شهید صدر می گفت اصول منطق فقه است، یک آقایی کتاب انگلیسی نوشته و خلاصه علم اصول است اسمش را گذشته متدولوژ او ترانسفانتس تلقی نویسنده این است که علم اصول روش شناسی فقه است.
هرچی هست، اخلاق هم منطقی دارد اخلاق فلسفی منطق دارد، منطق صوری دارد، منطق فرمول دارد در دنیا. حال ما می گوئیم اخلاق وحیانی برای خودش منطقی روش شناسی دارد یا نه و این مسائل خیلی زیادی دارد بنیانی ترین مسئله داستان حجیت است که عرض کردیم.


یک لازمه دیگر هم بگویم سریع، این وحی ثابت است، اما مخاطبان متغیر هستند، حال علم اخلاق، واسطه بین یک ثابت است با متغیر، حال سوال من این است علم اخلاق وحیانی متغیر است یا ثابت؟
-ثابت است.
-متغیر است و اصولش ثابت است.
شما در فقه این بحث را اصطلاح فقه پویا می گذارید، این پویایی فقه از کجا امده است؟
از مخاطبان جدید آمده، در کلام اسمی می گذارید به نام جدید، چرا می گوید جدید؟ چون کلام هویت واسطه ای بین وحی اسلامی و مخاطبان وحی و مخاطبان وحی تغییر پیدا می کنند و به تبع کلام هم کلام جدید می شود.
آقای مطهری اولین دانشمندانی بود که به میدان آمد و گفت من یک علم کلام معاصر می نویسم و ساده اسمش گذاشت مقدمه ای بر جهان بینی توحیدی، این علم کلام است که نوشته شد و این تفاوتش با قدماء ببینید.
این کلام جدید می تواند دائما جدید باشد، پس همان موقع که فقه پویا است و کلام جدید است، اخلاق وحیانی حتما باید یک خصلت پویایی و تجدد داشته باشد و الا مخاطب از دست می دهد.
۱۹:۵۱ حال معنایش این است که المحجه امروز کارایی ندارد برای مخاطبان روزگار خودش نوشته شده است. چرا مرحوم فیض احیا را احیا کرد، به نظر من به دو دلیل: یکی احیا سنی بود، بکند شیعه. و می دانید خیلی دست نزده و خیلی پیرایش نکرده است.
اما دلیل دیگرش این بود که احیا را کند کتاب روزگار خودش، ملا محسن قرن ۱۱ بود غزالی قرن ۵ بود، ۶ قرن کتاب باید جلو بیاید.
بنابراین کسی که امروز اخلاق وحیانی می نویسد ضمن اینکه باید پایبند به فقه شود و با روشن فکر دربیاری نمی شود، باید دنیای معاصر را در نظر بگیرد.
پس می توانید نظریه بنده را بپذیرد اخلاق وحیانی کارآمد داشته باشید، کارامدی صفت فقه و کلام و اخلاق است. فلسفه کارآمد معنا ندارد، فلسفه کاشف حقیقت است اما اینها کارآمد هستند. چون واسطه هستند. واسطه در کدام طراز سنجیده می شود؟ کارامدی، اگر نقش واسطه ای را ایفا کرد، کارآمد است و الا کارآمد نیست. حال قبول دارید که اخلاق وحیانی کارآمد بسیار پیچیده و دشوار است؟
و فلسفی این دوره ای دارد، البته اگر بتواند برسد. اگر بتواند برسد، چون تاسیس اخلاق وحیانی کارآمد امروزی کار ساده ای نیست.
-پویایی را توضیح می دهید
نه پویایی به معنای واسطه بودن است، فقه پویا، فقه ای است که نیازهای مستحدث فقهی را بتواند پاسخ بدهد.
خیلی ساده است، امروز شما در هوا و فضا در نانو در آی تی کلی مسائل فقهی دارید، ببین مفهوم کسب و کار، شما مکاسب را نگاه کنید، مکاسب محرمه را، ببین امروز مفهوم کسب و کار عوض شده، در دنیای جدید امروز اسنپ آمده که مفهوم جدید کسب و کار است، شما کسی که پول می دهید می بینید، در دیجی کالا به کسی که پول می دهید می بینید؟ جنس را می بینید؟ می توانید بگوئید عقد است ولو معاطاتی، اصل می توان گفت؟
نه، اصلا مفهوم کسب و کار یک مفهوم جدیدی است. آیا این مکاسب جدیدی که آمده استاندارآپها و دنیای مجازی مسائل فقهی ندارند؟
این مسئله فقهی را اگر فقه حل کند، می شود فقه پویا.
ببنید حوزه چرا می آید می گوید هیئت اندیشه ورزان اقتصاد، این واقعا فکر خوبی بوده است، چون می گوید در اقتصاد نو، مسائلی داریم، حوزه هم باید جواب بدهد. به نظر من اقتصادی که اینها دنبال می کند، فقه پویا است. در حوزه اقتصاد. فقه پویا است در حوزه رسانه، من به نظرم دوستان فقط فقه را نمی خواهند بگویند اخلاق هم باید بگویند، حوزه اقتصاد و رسانه اخلاق هم با خودش دارد.

  • این موضوع، موضع نسبی است و متفاوت است…….
    خیلی مهم است، آقای وطن دوست این سوالتان مثل صابون محکمی است که به پای من می خورد و به حوزه دیگر می رود اما باید بگویم، من می خواستم بگویم پویا و تجدد و… یعنی اینکه علم اخلاق وحیانی بنا به تعریف، تحول پذیر است.
    ۲۵:۵ به عبارت دیگر تحول پذیری در علوم بنا بر مقام تحقق در این سه تا علم واسطه ای بنا به مقام تعریف است. یعنی کلام بنا به تعریف متحول است، چرا بنا به تعریف؟ چون کلام واسطه بین وحی و مخاطب است، مخاطب تعقل می یابد و کلام اگر تعلق نیابد، مخاطب از دست می آید.
    این تحول پذیری اخلاق وحیانی بنا بر تعریف است. حال سوال این است که تحول پذیری اخلاق وحیانی، لازمه اش نسبی بودن اخلاق است؟
    ابا دارم جواب بدهم و ایده است که باید حل کنیم البته نکاتی عرض خواهم کرد.
    از نظر من منطقا چنین لازمه ای ندارد. چون شما اخلاق وحیانی را واسطه بین وحی می دانید که وحی ثابت است. شما نباید وفاداریتان به وحی از دست بدهید و الا اخبار وحیانی نیستید.
    من یک زمانی به کلام علاقه داشتم و در کشور کلام جدید رشد می کرد یک مقاله نوشتیم از سر درد دین اما جوانی و جاهلی و گفتیم این کتابها مشکلش این است که کلام هستند اما کلام بی مخاطب، این کتابها اصلا کلام نیستند و مخاطب دارند، اسمش را بگذار فلسفه دین، خوشبختانه علم کردند.
    ببنید چون اخلاق وحیانی هویت واسطه ای دارد، این نسبی بودن به این سادگی نیست، من این را مدل می دهم و پیشهاد است که استوار بر تمایز بین اصول اخلاقی و مصادیق است.
    اصول اخلاقی می تواند جهان شمول باشد، می تواند غیر فرهنگی باشد و می تواند ثبات داشته باشد، اما مصادیق می تواند فرهنگ وابسته باشد. و شما تحول را می توانید از این طریق حفظ کنید و صفات را از این طریق. این یک مدل پیشنهادی است.
    کسی که می خواهد نظریه پردازی در اخلاق وحیانی کند، اینها گرفتاریهایش است و باید مدل پیدا کند گرفتاریها را حل کند.
    مثلا مطالعات کراس کاپچران یعنی بین فرهنگی نشان داده که بشر در همه ادوار زمان و همه فرهنگها حریم خصوصی برایش مهم است و این به عنوان یک اصل جهان شمول است و فرهنگ وابسته هم نیست. اما مصادیق حریم خصوصی چی هستند؟ در امریکا اینقدر است در انگلیس اینقدر است در ایران معاصر اینقدر است در ایران ۵۰ سال پیش اینقدر است در عربستان اینقدر است اینها فرهنگ وابسته است.
    اسم کوچک خانم برای خیلی از شما حریم خصوصی است، ولی برای همسایه تان حریم خصوصی نیست، در محل کار هم می گوید نمی گوید خانه نظرش این است می گوید حبیبه می گوید.
    دوست خالص و متدین داریم که استاد دانشگاه است و با مادرش مهمان من بود، فارسی می گفت و مادرش دقت می کرد چی می گوید، می گفتد خانواده نظرش این است، مادرش به ترکی پرسید خانواده یعنی چه؟ گفت حمیده را می گم دیگه.
    خوب خوب دقت کنید ما اسم کوچک خانممان برای بعضی حریم خصوصی است و برای برخی نیست. یعنی مصداق حریم خصوصی فرهنگ وابسته است اما اینکه حریم خصوصی افراد باید حفظ شود، یک اصل جهان شمول است. این گونه نگاه کنید خیلی از مسائل حل می شود.
    ۳۰:۴ یکی از من پرسید که رسالة الحقوق را علامه مجلسی گفت جوامع الحقوق، مگر جامعیت دارد؟ گفتیم جامعیت الگویی و اصولی دارد اما جامعیت مصداقی ندارد و منظور شما از جامعیت چیست. اگر جامعیت مصداقی داشت بیچاره می شدیم در زندگی.
    این مدلی است که پیشنهاد است که بتواند داستان نسبی و مطلق بودن را یکجور دیگر حل کند و بگوید قائل به تفصیل هستیم، اصول را جهان شمول می دانیم و مصادیق را وابسته به فرهنگ می دانیم.
    اما سوال شما مهم است و ایده است و باید تحقیقی کنیم درباره اش.
    برویم سراغ ادامه بحث، ادامه بحث این است که دایره را یک ذره بیشتر کار کنیم.
    این دایره ها از کجا آمده قلمروی معرفتی علم اخلاق از کجا آمده، از اینجا آمده که دوستان عنصر علم در اخلاق، مقوم اخلاق است، یعنی وفاداری در سگ اخلاقی نیست، در انسان اخلاقی است بی وفاداری در گربه ضد اخلاق نیست اما در انسان ضد اخلاق است. چون آنجا فاقد علم است اما اینجا دارای علم است. من شانسی الله بختکی بدون توجه و بدون علم یک پولی جایی خرج می کنم این کار خیر است یا با علم به اینکه این کار خیر است، کدام اخلاقی است؟
    می دانم در اینجا سه مولفه دارد: باور، صادق، باور کنم این خیر است و ان شر است، ۳. باور باید موجه باشد حجیت اخلاق اینجا است، یعنی مدلَّل باشد، یا موجه به خود است و بدیهی است و یا موجه به برهان معتبر است، در ادبیات انگلیسی امروز، میلیون ها صفحه در مورد استدلالهای اخلاقی دارد تحقیق می شود ده ها کتاب بزرگ وجود دارد. استدلال ورزی در اخلاق و من وقتی اینها را می بینیم و می خوانم می گویم چرا ما کار کنیم. چون موجه بودن را گویی توجه نداریم، حجیت را توجه نداریم.
    فرق نمی کند موجه بودن در اخلاق وحیانی یک معنا دارد در اخلاق فلسفی یک معنا دارد و در اخلاق کاربردی می تواند معنای دیگری داشته باشد ولی بحث باید موجه باشد.
    طلب دلیل یا جاستیویکیشن اقتضا می کند که من نیاز به دانش اخلاق داشته باشم و این می تواند شکل های مختلف داشته باشد.
    یکی از دانشهایی که می خواهم یک ذره بیشتر کار کنم علتش این است که ما در مورد این فلسفه اخلاق و فرااخلاق و اخلاق هنجاری دوره پیش بینی شده درسی داده شده
    در مورد اخلاق کاربردی می خواهم نکاتی بگویم که در دوره به کار بیاید، کسانی که اخلاق کاربردی با من داشتن احتمالا تکراری باشد.
    اخلاق کاربردی تعریفهای مختلف شده است که جایش نیست یک به یک بگویم و فرصت نیست.
    تعریف من این است کاربست یک واژه اضافه کنید، کاربست تحلیلی – انتقادی، اخلاق هنجاری در موقعیت معین.
    ۳۵ ای کاش سه چهار جلسه وقت بود این ترعیف کار می کردم، برای کار کردن این تعریف یک سوال بپرسم: به نظر شما منطقی که در تمدن ما رشد کرده است یک دانش نظری است یا یک علم کاربردی؟
    -هدفش کاربردی است اما عملا نظری است.
    علم منطق آنگونه که در تمدن ما رشد کرده، آیا منطق نظری است یا منطق کاربردی؟
    -بیشتر نظری است
    -بخشی نظری است و بخشی کاربردی.
    دیدگاه بنده را بشنوید من ثلث عمر علمیم در منطق گذشته. علم منطقی که بنا بر تعریف کاربردی است، اصلا کاربردی نشد الی تری کدام مفسر منطق کاربردی در تفسیر تاسیس کرده است؟ آدم وقتی تفاسیر آدمهای منطق دان را می خواند، فخر رازی که منطقی بزرگ است.
    فخر رازی اگر بدانید در منطق چه آراء جدید دارد و چه کارهای بزرگ کرد، خواجه طوسی گاهی نقل می کند و می گوید و سماه الفخر یا الفاضل الشارح بعرفیة عامة و تاییدش می کند.
    کتاب خیلی بزرگ دایرة المعارفی در منطق دارد به نام نهایة العقول، کتاب فارسی کمالیه دارد در منطق کتاب ملخص دارد که منطقش را من تصحیح کردم.
    وقتی کتاب تفسیر کبیر را وارد می شویم می بینیم منطق کاربردی در آن نیست. چون نمی دانیم کاربردی بودن یک علم یعنی چه.
    چند مثال می زنم بریم جلو. سوال اول را خوب جواب دادید.
    سوال دوم: علم تفسیری که در تمدن ما رشد کرده، تفسیر کاربردی است یا تفسیر نظری؟
    یکی دانشی به نام تفسر در تمدن ما رشد کرده است، آیا تفسیر نظری است یا تفسیر کاربردی؟
    -بیشتر نظری است.
    برعکس است کل رشد تفسیر، تفسیر کاربردی است، تفسیر نظری یک بخش کوچکش در مقدمه برخی از تفاسیر است مقدمه صافی، تفسیر نظری است که بیان می کند اصول تفسیر را علی وجه عام.
    می خواهم بگویم علم تفسیر در فرهنگ ما تفسیر این آیه است، موقعیت معین، تفسیر کاربردی است، یعنی ما دانش تفسیر کاربردی داشتیم و تفسیر می رکدیم این آیه ما یک دانش نظری به نام اصول تفسیر علی نحو العام نداشتیم. جز در مقدمه تفاسیر و یا در جای جای تفاسیر بحث شده. یعنی دانشی که غربی ها به نام هرمونوتیک ایجاد کرده اند، چرا ما در تمدنمان تفسیر کاربردی داشتیم چون علم تفسیر در تمدن ما ناظر به موقعیت معین است آن موقعیت معین اینجا آیه خاص است. یعنی ما باید اصول و شگردهای تفسیری را به کار می بستیم در فهم این آیه اصلا ماهیتش کاربردی است.
    مثال دیگر فقهی که ما رشد داده ایم نظری است یا کاربردی؟
    فقه سراسر کاربردی است، چون ناظر به یک موقعیت عینی است، روزه داری عجوزه، ببنید شما را وصل می کند به کاربرد.
    این خیلی خیلی مهم است ببنید فلسفه در تمدن ما رشدش نظری بوده و فلسفه نظری نداشتم، نه حکمت عملیه، اشتباه نکردید، فلسفه به معنای الهیات ماهیتش نظری بود، چون ناظر به موقعیت معین نبود. می خواهم نتیجه گیری کنم، بحث از ارزش های اخلاقی از اصول اخلاق از فضائل و رذایل و خوب و بد دو جور است، علی وجه العام که اخلاق نظری می شود و ناظر به اخلاق معین می شود اخلاق کاربردی.
    ۴۰:۸ مثال بسیار پیش پا افتاده، یک زمان شما بالای منبر درباره حسد صحبت می کنید، غزالی را ببنید واقعا در حسد خیلی تحقیق کرده است. بعد از او، همه حرفهای او را تکرار کرد غیر از امام خمینی که در اربعین، یک تعریف عیجب از حسد می دهد احساس ذل نفس.
    بحث غزالی در حسد چیست؟ حسد علی وجه العام اگر عزالی قرار می شد حسد بین علماء را بحث کند، بحثش فرق می کند یا خیر به نظرتان؟
    به نظرم من فرق می کرد، جهت گیری کاربردی پیدا می کندف جون بحث های عام ناظر می شد به موقعیت معین، یعنی حسودی بین دو بچه در یک خانواده، حسودی بین دو تاجر در یک تجارت، آن وقت اینها ناظر بود به موقعیت معین.
    یک چیز عجیب و غریبی در ذهن ما رفته است، اگر اصول کلی را بدانیم، موقعیت معین حل است. اینجوری است واقعا؟ اگر اینجوری بود فقهای ما بجای کتاب فقه، فقط قواعد فقهیه می نوشتند. آیا با داشتن قواعد فقهیه تکالیف عملی فقهی ما حل است؟ نه، فقه ما فقه کاربردی است قواعد فقهی، فقه نظری است.
    به معنایی که من دارم دنبال می کنم و به همین هم دو ادبیات داریم قواعد فقهی و فقه. قاعده تلف را بحث کلی کنید یک داستان است و بحثش را بکشید این عملیات وزارت اطلاعات در این منطقه.
    حال این بچه های وزارت اطلاعات از شما مسئله فقهی بپرسند با قاعده تلف به تنهایی می توانند جواب پیدا کنند یا نیاز به اجتهاد است؟ به آن اجتهاد می گوئیم فقه کاربردی.
    من همه فریادم این است اخلاق کاربردی کاربست انتقادی و تحلیلی اخلاق هنجاری است در موقعیت معین و یک به یک می خواهم توصیح بدهم. کاربست یعنی به کار بردن.
    یعنی ما این را به کار ببریم.
    ما منطق خواندیم اما هیچ جا به کار نبردیم، یک مثال بزنیم از منطق کاربردی شاید خیلی بدردتان بخورد. در آیات وسع بین اشاعره و بین معتزله و شیعه دعوای کلی است، معتزله وشیعه می گویند هیچ تکلیفی از هیچ مکلِّفی بر هیچ مکلَّفی خارج از وسع روا نیست و اشاعره می گویند آیه تصریح دارد لا یکلف الله نفس، درست است آیه ۲۳۳ گفته لا تکلف نفس اما بعدا ۲۸۶ گفته لا یکلف الله و سوره انعام گفته لا نکلف، بنابراین مکلف خاص مراد است نه هر تکلیفی بلکه تکالیف بعد از آیه. حال یک مکلف معاصر اشعری داریم و به شدت مهارت منطقی دارد، من دو نفر وقتی کتابهایش را می خوانم برق مهارت منطقی آنها مرا می گیرد یکی آخوند خراسانی در کفایه است که عجیب محصول یک مهارت منطقی شگفت انگیز است. یکی تفسیر التنویر آقای ابن آشور ایشان با ابزار منطقی بیرون می کشد می گوید لا تکلف نفس الا وسعها، سه سور کلی دارد در حالی که شما فکر میکنید گزاره ها یک سور بیشتر ندارد. چون منطق نظری خوانده اید و اگر این منطق نظری را در آیه به کار می بستید می فهمیدید که آیه می تواند دو تا سور داشته باشد، می تواند سه تا سور داشته باشد.
    یک مجله ای است به نام قرآن کستادی توی آی اس آی است و رنکینگ بسیار بالایی دارد و بیشتر افتاده دست وهابی ها، اخیرا به یک دانشجو گفتم همین را مقاله کن چون ابن آشور را می پذیرند. اما استدلال او بر مبنای شیعه با مهارت منطقی است.
    ۴۵:۱۰ وقتی می خوانیم می بینیم عجیب این مرد مهارت منطقی داشته است، من به این می گویم منطق کاربردی یعنی کاربست قواعد منطق در فهم یک آیه.
    اخلاق کابربردی از جنس به کار بردن است، اما دو جور به کار بردن داریم: بکار بردن خام و ساده لوحانه مثل اینکه بگوئیم قاعده تلف دستت است برو حالا تکلیفت را در بیاور. او نمی تواند اگر بخواهد قاعده تلف را خام به کار ببرد تلف می شود.
    کاربست دو جور است، کاربست خام اندیشانه، ۲. کاربست اجتهادی. من به جای واژه اجتهادی نوشتم تحلیلی، انتقادی.
    کاربست تحلیلی انتقادی اخلاق هنجاری در موقعیت معین، این موقعیت معین را حرف دارم.
    آقای محمد تقی اسلامی که از استادان این دوره است رساله دکتری داشت که من راهنمایش بودم به نام روش شناسی اخلاق کاربردی، ایشان با مطالعاتش دیده بود که اخلاق کاربردی تعریف می کند به کاربست اخلاق هنجاری. ایشان تامل کرد و با هم گفتگو کنیم رسید به اینکه حتما باید قید انتقادی اضافه کنیم و بگوئیم کاربست انتقادی. من بحثم این بود که می شود هم تحلیلی گفت و هم تحلیل انتقادی هم اجتهادی هم روش مند همه را می توان قید کاربست کرد.
    نکته ای دیگری که من خیلی تاکید داشتم که ظاهرا در آن رساله ملحوظ نشده، موقعیت معین است. اخلاق هنجاری یعنی قواعد عام اخلاق. اصول عام اخلاق، وحیانی باشد، فلسفی باشد از هر جا آمده باشد این فعلا ملحوظ نیست.
    اما موقعیت معین چی هست؟ این موقعیت معین برای خودش لوازمی دارم که می خواهم بیان کنم.
    پس اخلاق کاربردی، کاربست اجتهادی (روشمند – تحلیلی – انتقادی) اما کاربست آن اخلاق نظری که معمولا در ادبیات جهانی به جای اخلاق نظری می گویند اخلاق هنجاری، حال اخلاق هنجاری چیست در این دوره کاملا بحث خواهد شد.
    در موقعیت معین که می خواهم یک ذره کار کنم که بسیار مهم است.
    سوال: به نظر شما روانشناسی همان روان درمانی است؟
    یک کسی که روانشناسی خوب بلد باشد حتما روان درمانی خوبی هم هست؟ نه چه فرقی است بین این دو؟
    روان درمانی کار بست روانشناسی در موقعیت معین است. موقعیت معین چه فرقی می کند؟ موقعیت معین مثال می زنم، یعنی وظایف اخلاقی پدر و فرزند در یک خانواده مثلا این چنینی.
    یا وظایف اخلاقی مدیر و کارمند مثلا در شهرداری شهر کلان مذهبی.
    این قید ها را عمدا می آوریم، این قید عوض شود خیلی دعواها عوض می شود، حال اصل بحث این است ما می خواهیم مثلا امانت داری یا حریم خصوصی را بحثهای عامش را کردید حال می خواهیم به کار ببریم اینجا موقعیت معین، چه پیش می آید؟
    به نظر شما چه پیش می آید؟
    ۴۹:۴۷ صرف دانستن قواعد عام اخلاقی کافی است؟ نه، چی لازم است پس؟
    -به کار بستن
    به کار بستن صرف قواعد اخلاقی را می توانند به کار ببرند مثل قواعد فقهی؟ نه
    در بکار بردن به چه نیاز دارد؟
    -مهارت
    فقط مهارت؟ این اشکال بزرگی بوده که باعث شده منطق کاربردی در منطق ما متولد نشود همه فکر کردند قواعد منطقی را تمرین کنیم و مهارت پیدا کنیم و منطق کاربردی می شود و همین فکر باعث شده منطق کاربردی متولد نشود. مهارت لازم است اما یک شرط مهم دارد.
    -تخصص
    ببنین موقعیت معین دانشی خیلی از اخلاق هم می خواهد. یعنی شما نمی توانید دانش مدیریت نداشته باشید و بخواهید اخلاق اسلامی در مدیریت پیاده کنید. چون این موقعیت معین هر کدامشان ریشه دارد در علوم گوناگون، متخصص اخلاق هنجاری متخصص اخلاق فلسفی، متخصص قواعد عام اخلاق لازم نیست علوم دیگر را بداند اما پای اخلاق کاربردی به میدان می آید نمی شود.
    مثلا روانشناس ها کلی بحث ها در مورد خودکشی دارند، روان درمان می خواهد خودکشی یک دختر در یک خوابگاه دانشجویی را کار کند. این روانشناس به نظر شما همان اطلاعات روانشناسی او کافی است؟
    خیر، چون این خودکشی در این موقعیت معین ریشه دارد در زمینه های مختلف، آن وقت روان درمان باید ریشه ها را هم لحاظ کند.
    مهمترین نکته که من رویش سعی می کنم تاکید کنم، این است که موقعیت معین یک خصلتی دارد به نام چند تباری، تا بتوانید وایستید این را بحث کنیم.
    موقعیت معین چند تباری است، یعنی ریشه دارد در زمینه های بسیار گوناگون، ریشه دارد در روانشناسی در جامعه شناسی، در اقتصاد، در سیاست.
    این مثال ساده شما قواعد عام دزدی دستتان باشد، حالا بیایید در مملکت ما یک پدیده است که استاد دانشگاه ها و حتی برخی لباس مقدس روحانی بر تن دارند همین ها اساتید دزدی علمی می کنند، این را شما دانشمندان اخلاق باید حل کنید.
    با آن قواعد تنها می توانید حل کنید؟ نه اینکه ان قواعد لازم نیست، شما باید تبیین داشته باشید این دزدی چطور رخ می دهد.
    اگر می خواهید پیشگیری کنید دانش دیگری لازم است اگر می خواهید درمان کنید دانش دیگری لازم است.
    بنابراین اگر قرار بود اخلاق کاربردی نداشته باشیم، فقط علم اخلاق هنجاری لازم بود اما اخلاق کاربردی یک اخلاق چند تباری است، وقتی چند تباری است، حتما شما باید رویکرد میان ریشته ای داشته باشید، در اخلاق کاربردی بدون میان رشته ای نمی توان اصلا موفق شد. این مثال ساده ای سید بزرگوار دغدغه رساله داشت و در میان گذاشت.
    اگر بخواهیم برویم اخلاق سازمانی کار کنیم، دانش مدیریت که لازم است، اگر کسی بگوید در سازمان گفتمان درست است و فرهنگ سازمانی بدست می گیرد، من در اخلاق سازمانی باید دانش گفتمان داشته باشم یا نه؟ این از جنس جامعه شناسی است و باید نظریات جامعه شناختی گفتمان را بلد باشم تا بتوانم حرف موثر بزنم.
    ۵۴:۵۳ مثلا بی توجه به درس یک حکم اخلاقی در اخلاق هنجاری دارد، اگر دانشجویی به درس بی توجه باشد، مثلا چرت بزند یا بخوابد یا حواسش نباشد، آیا من معلم سر کلاس، وقتی با مورد بی توجهی روبرو شدم، می توانم بگویم این دانشجو غیر اخلاقی عمل می کند؟
    هرگز نه، چون ممکن است بی توجه ناشی از به هم خوردن هورمون های درونی باشد، ممکن است همین حالا به دلیل سوء تغذیه افت قند دارد و من به او بگویم بی ادب، برچسب زدم یا خیر؟ یعنی حتی این حکم اخلاقی نداشت اما من فکر کردم حکم اخلاقی دارد، اصلا این بی توجه به درس از جنس اخلاق نبوده، این را کی می تواند بگوید یک کسی که آشنایی با زیست شناسی داشته باشد.
    می بینید خیلی چیزها چقدر سخت است. در اخلاق هنجاری مشکلی ندارد چون به طور کلی حرف می زنیم، بی توجهی به درست به طور کلی از سر اختیار حکمش غیر اخلاقی است اما این دانشجو بی توجه می کند.
    خیلی دیدم اصلا استاد توجه ندارد که این دانشجوی خانم در دوره ده روزه است رفتاراش را باید به حساب اخلاق نگذاریم، آن هم واکنشهای دیگری داشته باشد.
    این چند تباری را متوجه می شوید. اخلاق کاربردی خیلی دشوار است و ساده نیست. چون ریشه دارد با زمینه های بسیار بسیار گوناگون.
    اگر سوال باشد که رویکرد میان رشتگی چیست.
    من برای دوره تکمیلی شما که دوره اول کلیاتی اخلاق بدستتان می آید در دوره تکمیلی قرار است که در این دوره فعلی یک روش تحقیق اخلاق اسلامی که رساله دکتری است درس بدهد برای دوره تکمیلی در نظر دارم خودم بیایم بگویم رویکردهای میان رشتگی در پژوهش های اخلاقی کار کنیم.
    یک نکته دیگر، که خیلی مهم است، اخلاق فلسفی یک چیز بیشتر نیست، اخلاق وحیانی به صورت نظری یک چیز بیشتر نیست یک دانش است، این را به سه خاطره می گویم.
    همایشی از سال قبل شروع شده به نام همایش دانشگاه اخلاق مدار، در هیئت علمی بحث شد که کی این همایش را افتتاح کند و خیلی به من اصرار کردن و من گفتم فلانی که یک فیلسوف تمام عیار از حوزه فلسفه اسلامی، ایشان را معرفی کردم. رفتن ایشان را هم دعوت کردند.
    ایشان افتتاحیه دانشگاه اخلاق مدار سخنرانی اش این شد این بازی ها چی است درست کردید اخلاق خانواده و ورزش، مگر اخلاق چند چیز است و اخلاق همان است که ارسطو گفته و یک اخلاق جامع فقط داریم. آن استاد با من رفاقت دارد و من مرید ایشان است و این قرطی بازی ها چیست اخلاق حرفی ای.
    ایشان آدم خیلی خوبی است بعد از سخنرانی گفت من قراملکی فیلسوف بسیار مهمی می دانم.
    ما بلافاصله گفتیم ایشان می خواهند بگویند ما فیلسوف هستیم و گمراه شدیم رفتیم اخلاق حرفه ای.
    ۴۹:۴۱ اتفاقا این استاد حق دارد اگر ملاک اخلاق هنجاری نظری باشد، فقط یک علم داریم اگر اخلاق کاربردی باشد، آن وقت می شود مضاف، مضاف می شود به موقعیت معین و به تعداد مضاف ها دانش تولید می شود. یعنی اخلاق پزشکی تولید می شود چون موقعیت پزشکی فرق می کند.
    یعنی پزشک می خواهد در حین عمل پزشکی در اتاق عمل است. یک حادثه ای پیش می آید می خواهد تصمیم اخلاقی بگیرد این اخلاق تخصصی پزشکی لازم است به همین دلیل می خواهیم بگوئیم اخلاق کاربردی چون ناظر به موقعیت معین است شاخه های بسیار وسیع دارد فکر می کنید در دنیا چند شاخه اخلاق کاربردی داریم؟ حدس بزنید که برای خودش ادبیات دارد و علم و رشته دارد و کلی ادبیات دارد.
    -نهایت به عدد مشاغل
    ۵۴ تا گرایش عمده اخلاق کاربردی داریم، مثلا ما یک اخلاق فایناس داریم، یا اخلاق مدیریت سرمایه. آن وقت از شاخه های فرعی اخلاق فایناس اخلاق بانکداری دارد، اخلاق لیزینگ است، اخلاق بیمه است، در ایران چقدر بیمه داریم درباره اخلاق بیمه چقدر پژوهش می کنند. نه آن اقای بیمه گذار حساسیت دارد ونیاز دارد و نه من محقق برایش خوراک می دهم.
    جمع بندی: اخلاق کاربردی گرایش به تکثر دارد، تکثر طبق تعریف است یعنی تعریفش اقتضاء تکثر دارد شما هر موقعیت معین بگذارید.
    من این دانشجویی که زوج هستند و رفتن چین آقاشون هوافضا دکتری گرفت و خانومش اخلاق هوافضا دکتری گرفت. وقتی برگشتن یک بار هم خودم رفتم همان زمان هم موقع برگشتن از خانم پرسیدم حالا می توانی بگویی اخلاق هوافضا چه شانی دارد، گفت یک دانشی متفاوت با اخلاق مهندسی است و چند مثال زد.
    چون واقعا اگر مثالها را برای من بگویند جواب ندارم و باید به متخصصش ارجاع دهم. پس اخلاق کاربردی به شدت تخصص گرایانه باید جلو برود.
    حال بعضی از گرایشها را ما می شناسیم و کار می کنیم مثل اخلاق خانواده، ورزش، پزشکی. یک حوزه هنوز کار نکردیم و خیلی نمی شناسیم.
    بنابراین این موقعیت معین اولا چند تباری است که میان رشتگی می رود و ثانیا شاخه های بسیار فراوانی در حوزه اخلاق ایجاد می کند.
    این هم داستان علم اخلاق نظری.
    پس علم اخلاق می تواند نظری باشد که بیان قواعد کلی اخلاق باشد که گفته می شود اخبار هنجاری چه اخبار هنجاری وحیانی باشد چه اخلاق هنجاری فلسفی. و اخلاق کاربردی با بیانی که گفتیم معطوف است به زمینه های عینی رفتار و این تمثیل فکر کنم همیشه برای شما روشن کننده باشد، اخلاق هنجاری مثل روانشناسی اما اخلاق کاربردی مثل روان درمان هستید و باید مشاوره دهد و باید به موقعیت عینی و زمینه های عینی با بیانی که عرض کردم.
    اخلاق کاربردی گستره های خیلی فراوانی دارد، این که می بینید مشتری از خروار است.
    ما انجمن اخلاق کاربردی که تاسیس کردیم که هم هیئت موسس و اعضا قوی دارد و هم هیئت علمی تقریبا خوب دارد، دانشگاه های که آمدند همکاری کنند، ما با دانشگاه علوم پزشکی برای موافقت نامه مذاکره کنیم گفتند اخلاق دندان پزشکی در کشور کار نشده کمک می کنید این را رشته کنیم و کار کنیم. ما شوخی کردیم که دندان پزشکان خداشان داده نه مالیات می دهند و درآمد بالا دارند اما اخلاق دندان پزشکی هم که نیست.
    زمینه ها حالت تخصصی پیدا می کند، یکی از اعضای هیئت موسس انجمن اخلاقمان ظاهرا تنهاست می خواستم بگویم اولین که فعلا اولین و اخرین تنها خانمی است که فوق تخصص جراح عروق کشور است این عضو هیئت موسس انجام اخلاق است گاهی به من زنگ می زند با حوصله توضیح می دهد.
    ۱:۵:۴۴ می گوید جوانی آوردند این مشکل را دارد قبلا پزشکان دیگر بردند و این عروق عصب گردنش دارد می بندد و می میرد و علم کنم احتمالا فلج شدن دارد اما عمل نکنم مشکلی نیست اما در عمل بمیرد یا فلج شود من مسئول هستم، نهایتا می گوید وظیفه اخلاق من کدام است؟
    می گویم من متخصص اخلاق پزشکی نیستم.
    هنوز نیامده این را درست تحلیل کند.
    به همین مقدار خواستم بگویم اخلاق کاربردی زمینه های خیلی خاصی دارد. این کتاب بسیار خوب است دارای ۵۰ و چند مقاله در ۵۰ و چند اخلاق کاربردی است و مقدمه بسیار خوبی دارد.
    مقدمه اش را به خواهش من خانم بحرینی ترجمه کرد و مستقل چاپ کرده و یک اخلاق مهندسی دارد که به خواهش من آقای مهندسی پارسا که بدلیل کاری آمریکا نشین شد به فارسی ترجمه کرده است و برخی ازمقالات به صورت جدا جدا ترجمه شده و یکی از کتابهای بسیار خوب است در اخلاق کاربردی اما انگلیسی
    استادی به ما سال ۶۲ می گفت رفتم بودم ترکیه مسلمانان دورم را گفتند و سخنرانی می کردم به من گفتند چرا انقلاب اسلامی شما شیعی است؟ من اینگونه جواب دادم شما انقلاب کنید می شود سنی. به همین راحتی.
    چرا این کتابها همه غربی هستند، چرا همه فلسفه غرب است، جواب این است شما بیایید بنویسید می شود اسلامی.
    من حقیقتش اگر سوالی است بفرمایید و از وقتمان یک ربع و بیست دقیقه ای است ولی بینی و بین الله من کشش جسمی ندارم.
    اگر سوالی نیست من را معذور بدارید.
    -ترجمه شده این کتاب
    کل کتاب ترجمه نشده و یکی دو مقاله در مجلات چاپ شده است.
    من می خواستم این اسلاید را دو چیز دیگر کار کنم ولی توان جسمی اقتضا نمی کند اما مجبورم فقط یک نکته بگویم، اخلاق توصیفی یا اخلاق تجربی دو تا نکته اضافه کنم.
    امروز خیلی این اخلاق توصیفی در دنیا بازار دارد، جامعه شناسی اخلاق و روانشناسی اخلاق و همه اش فکر می کند در غرب بوده اگر منصفانه بخواهیم داوری کنیم که نیاز به مقاله هم دارد، یک مقاله ای انگلیسی نوشتیم و ظاهرا اکسورت هم شده و قرار است چاپ شد جاهز سرآغاز اخلاق توصیفی است و متخصص اخلاق توصیفی است با رویکرد جغرافیا. به عبارت دیگر ایشان متخصص جغرافیای اخلاق است.
    یعنی جاهز یک ایده داشته و روی آن مطالعه می کرد و کتاب و یادداشت می نوشته تاثیر جغرافیای اقلیمی بر خلق آدمی، متخصص این است. مثل کوهستانی بودن یا کویری بودن.
    ۱:۹:۵۸ نکته دوم ۱۳۴۶ کتابی از مهندس بازرگان چاپ می شود که در زندان ۱۳۴۲ می نویسد به عنوان فصل الحاقی کتابی به نام روح ملتها. کتاب روح ملتها فرانسوی بوده و یکی از مهمترین کتابهای جامعه شناسی اخلاق است، بازرگان در فرانسه این کتاب را می بینید و خوش می آید و می آورد وبه احمد آرا می گوید و ترجمه می کند به او می گوید من می خواهم یک کتابی در روح ملتها بنویسم در این کتاب چاپ شده یک کتابی می نویسد به نام سازگاری ایرانی، این کتاب سر اغاز جامعه شناسی اخلاق ایران معاصر است.
    این ادبیات یعنی ادبیات جامعه شناسی اخلاق ایران معاصر، تا امروز نزدیک به ۵۰ تا کتاب دارد و اگر نویسندگان را بشماریم اغلب رروشن فکران غیر دینی یا روشن فکرانی دینی آنچنانی نوشته اند. کتابهای مهمی نوشته است بعد از بازرگان، محمد علی جمال زاده کتابی به نام خلقیات ما ایرانی می نویسد. بعد زیبا کلام می نویسد جامعه شناسی نخبگان را می نویسند، دو سه تا کتاب سالهای اخیر نوشته می شود که اینها خیلی ارزش تجربی بیشتر دارند. یکی کتابی است به نام ما ایرانی ها از کتاب فراست خواه یکی به نام دریغ است که ایران ویران شد که کتاب ۷۰۰ صفحه ای با خطر ریز از آقای فرامرز رفیع پور از بزرگان جامعه شناسی این کشور. یک کتابی اخیرا یک خانمی می نویسد به نام طاهره شیخ الاسلام که جدیدترین کتاب است در این موضوع به نام در اسارت فرهنگ که خیلی کتاب فروش نرفته اما خیلی پر مایه نیست.
    خلاصه اش این است که اخلاق ما را دین تباه کند، یعنی دین به ما یک فرهنگی داده که ما را از اخلاق باز داشته و کتاب محتوایی نیست من حوصله نکردم تا آخر بخوانم دیدم شر و ور زیاد دارد تا مطلب.
    ایشان در استرالیا تحصیل کرده و شیفته اخلاق آنجا شده و گفته چرا اینها اخلاقی هستند و ما ایرانی ها اخلاقی نیستم، و این را کتاب کرده است.
    قبل از او یک از دانشمندان علم ارتباطات به نام آقای محسنیان راد یک کتاب نوشت در زمینه تحلیل فرهنگی از اخلاق ایرانی، کتاب خیلی مهمی است فکر کنم اسمش مشکله فرهنگ است اگر درست گفته باشم. اینها ادبیات بخشی از این اخلاق توصیفی تجربی جامعه شناختی است.
    این را گفتم به یک دلیل، اصلا از موضع حوزه کسی در این ادبیات حضور ندارد. اینها خیلی صراحتا گفتند نوع دینداری و اسلام و اندیشه دینی ما را از اخلاق باز داشته اصلا از موضع حوزه در این زمینه نداریم. یک نقدی بر بازرگان نوشته شده که تا حدودی موضع حوزوی دارد ولی در این ادبیات اصلا کار نمی شود.
    می خواستم بگویم جای کار است و چنین حوزه ای هم وجود دارد.
    اگر سوال دارید بفرمایید.
    آقا ملاعلی همدانی یک پسری دارد که در تاریخ علم نابغه است و استاد بزرگی است و خیلی شوخ است مثل پدرش، ایشان در جلسه ای دعوت شد و گفت ۹۹ درصد می آیم و نیامد، زنگ زدن چرا نیامدی، گفت من از آن ۱ درصدم استفاده کردم.
    من هم به شرط سلامت ۲ بهمن می آیم.
    ۱:۱۵:۱۰ -دیروز یک اشاره ای کردید راجع به مقالات آی ا اس. که در حوزه قم یک دفتری بنا شده بود.
    بنا شده بود زمان آقای امینی.
    اگر بتوانیم کم کنیم یک دوستانی معرفی می کنم که آی ا اس کار است و آقای حصاری بتواند تیمی درست کند از زبان دان هایی که دنیای آی ا اس را می فهمند البته گوش شیطان کار امروز صبح قرار گذاشتم که یکی از مقالات دوستان در اینجا برود به طرف چاپ در این مجلات.
    ژاپنی ها این کار را کردند و زود نتیجه کردند و قرار است این دفتر مشکل آی ا اس را برطرف کردند من اقای حصاری از نظر مدیریتی خیلی قبول دارم و اگر ایشان این کار را کنند من کمک می کنم.
    پشت سرش یک تفکر و کار لازم دارد، این ویترین جهانی است و ما می توانیم اندیشه های اسلامی را در ویترین جهانی بگذاریم.
    -مجله ای را معرفی کردیم.
    قرآن ایکستادیس یک مجلمه انگلیسی زبان أی اس آ است که رباینساس است که رتبه بالا در آی اس آ است که متاسفانه بیشتر در دست وهابی است و اگر مقالات خوبی بنویسید میتوانید تاثیر بگذارید من یکی از اهدافم از تاسیس انجمن اخلاق کاربردی که تا حالا وقت نکردم قدمی بردارم این است که خودم در ایران مجله ای با زبان انگلیسی تاسیس کنم و ایندیک کنم به آی اس آ کار است که می شود کرد.
    منتها من بیچاره کلاسهای مختلف وقتم را می گویم و نه می نویسم و نه فکر کنیم حتی هیئت تحریریه جهانی انتخاب کنیم مثل پل واستسون از دانشگاه تنسکی که خودش سر دبیر یک مجلسه آی اس آ است گفته من کمک کارتم و چند نفر از دنیا اعلام آمادگی کردند که ما این کار را کنیم و حتی خودمان مجله بزنیم و اندیکس آی اس آ کنیم و شدنی است و آغاز ساده اش این خدماتی است که آقای حصاری انگیزه دارد و دعا کنید مدیران بالادست همراهی کنند.
    -مقدمتا یک کاری از این جنس انجام شده اما دفتر نداشته است.
    شما خدمات انتشار مقالات داخلی دارید و خودتان مسئول هستید این را خارجی کنید و منتها نذارید من حرف بزنیم و الا می گویم داخلی را قفل کنید بگذارید در بین المللی حضور پیدا کنند و اینها توانش را دارند.
    -استاد مجله دیگر معرفی می کند.
    مجلات خیلی ساده است بروید وباتساین که می بیند ۸، ۹ مجلات اخلاقی وجود دارد، مثلا یک مجله خیلی معتبری است به نام سوفیالوستاری که آی اس آ نیست اما در فلسفه خیلی معتبر است.
    من مقاله ای داشتم که مفهوم سفر را قرآن تحول داده و عرفا این تحول را ادامه دادند و انگلیسی کردم و فرستادم چاپ کردم خیلی مثلا چی کنند نه، مجلات زیاد است و کافی است در رشته ای که علاقه دارید سرچ کنید و مثلا ما مجلاتی داریم که مختص هستند به اندیشه های اسلامی، آی اس آ هم هستند مجلاتی داریم مثلا به نام مازلان ورس این آی اس آ هم هست. زیاد است و در مجله شک نکنید و قتی ایشان دفتر را تشکیل دهید لیست مجلات معتبری که حوزویان بتوانند کار کنند، در می آوریم منتهی نمی خواهیم بگویم شما ارتباط داشت باشید.
    ۱:۲۰:۱۸ دفتر خدمات برداشت من این است که مقالات را بگوید فارسی را اینکار را می کند ارزیابی می کنند و اگر قابل رساندن به حد آی اس آ باشد اسلایدش و زبانش را دست کنند و بفرستند و آنها نقد می کند و فارسی کنند و از نویسنده بپرسند تا دوستان به واسطه آنها حضور پیدا کنند.
    -کتاب در مورد قلمروی اخلاق معرفی کنید.
    ببنید قلمروی اخلاق یک موضوعی نیست که در باره اش مستقلا کتاب نوشته شده باشد یا من نمی شناسم، آقای وطن دوست متخصص تر است.
    ندیدن من مثل آن آقازاده است ولی ندیدن شما حجیت دارد.
برچسب ها: , , , , , , , , , ,

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست