نشست اخلاق پژوهی با موضوع اخلاق تبری استاد نوایی جلسه اول

۹۸.۱۱.۳۰اخلاق تبری- توسط استاد نوایی– جلسه ۱


بسم الله الرحمن الرحیم


عرض کنم که شاید برای اولین بار هست که عنوانی تحت عنوان اخلاق تبری مطرح میشه و بحثی تحت عنوان اخلاق تبری و باید ها و الزامات و شرایط ادله آن هدف گیری های آن جهت کلی آن و ساختار کلی بحث این چنینی تقریبا برای اولین بار هست که در کشور واقعا داره مطرح میشه بحث نو است بحث کم پیشینه ای است یا فاقد پیشینه ای ست که تحت عنوان بگیم کتابی نوشته شده باشه مقاله ای نوشته شده باشه تحقیقی صورت گرفته شده باشه پایان نا مه ای نوشته شده باشه رساله ای نوشته شده باشه
تحت این عنوان اخلاق تبری فاقد پیشینه است توی بحث نو و بحثی است که برای اولین بار شروع میشه و مطرح میشه بحث مهمی هم است چون در درون تفکر اسلامی رحمت عطوفت ارشاد و هدایت و نجات مطرح است که به همین دلیل این عنوان بحث از لایه های فراوانی برخوردار است و ادله فراوانی هم پشت این کار وجود داره از وقتی که در جلسه ی کار گروه تعیین سر فصل های دوره ی حاضر دوره ی اخلاق پژوهی مطرح شد.
تحت همین عنوان بنده در اون جلسه ی کار گروه که آقای عالم زاده آقای قرا ملکی و اقای اسلامی و بعضی دیگر که حضور داشتند در اون جلسه تشریف داشتند بنده این عنوان رو قبول کردم و اون زمان تا الان یک تحقیق مفصلی رو انجام دادم که حدود تا الان ۲۰۰ صفحه ۲۰۰ صفحه پر آچار نه صفحه ای که کلمات درشت نوشته شده باشند و اسمش صفحه باشه نه واقعا صفحه یک صفحه ی پر و پیمان و چاق و فربه بدون حاشیه بدون قهوه خانه بدون انداختن جایی.
۵:۲۴ فک کنم الان دقیق هم نشمردم چون فصل به فصل است هنوز صفحه گذاری نکردم باید همه ی فصل ها تمام بشه بعد با مداد هر فصلی رو شمارش کردیم ۳۰ صفحه ۸۰ صفحه ۵۰ صفحه ۲۰ صفحه وجود داره و بحث های دیگری هم در کنار این ها وجود داره که اون ها روی این صفحات آچار هنوز نوشته نشده که انشاالله امیدواریم تا ۱۰ ۱۵ روز دیگر کل کار تمام بشه و بیم برای چاپ با عنوان همین اخلاق تبری.
کار تقریبا گسترده ای انجام دادم بحثی که الان محضر مبارک شما عزیزان مطرح می کنیم یک شمای کلی از اون کتاب است همه ی اون کتاب بخواد مطرح بشه خیلی بحث زیاد داره.
یک تصویر اجمالی از اون کتاب رو که در غالب این جزوه که این هم دیشب نوشتم همه ی این هارو من دیشب نوشتم از روی اون در یک شب خلاصه کردمش و توی این جزوه اون رو نوشتم که همین رو به هر قسمتش یا هر قسمتش که برسیم محضر مبارک شما بزرگواران مطرح می کنیم انشاالله.
عنوان اخلاق تبری است من یک نکته روی مفاهیم پایه ی تفکر سیاسی اجتماعی اسلام یک اشاره ی کلی من عرض بکنم محضر مبارکتون که یک مفاهیم پایه داریم که این مفاهیم پایه هم فلسفه سیاسی اسلام رو روشن می کنند هم این مفاهیم پایه اندیشه ی سیاسی اسلام رو تفسیر می کنند و هم همین مفاهیم پایه مسائل حوزه ی اخلاق و حتی فلسفه ی اخلاق رو روشن میکنند و هم همین مفاهیم پایه رویکرد اجتماعی دین رویکرد تربیتی دین این رو نشون میدن.
چند تا که میگیم یعنی نه اینکه ۵ ۶ تا نه شاید این مفاهیم رو بخوایم بشماریم بیش از ۱۷ ۱۸ مفهوم پایه داریم که مبیَن فلسفه ی سیاسی اسلام اندیشه ی سیاسی اسلام فلسفه ی اخلاق و فلسفه ی اجتماعی و رویکرد اجتماعی اسلام رو این مفاهیم کلیدی و مفاهیم پایه که در حکم مفردات در حقیقت هم فلسفه ی سیاسی هستند هم اندیشه ی سیاسی هستند هم فلسفه های سیاسی اسلام هستند هم فلسفه ی اخلاق این ها در حکم مفردات این فلسفه های مضاف به حساب میان.
یعنی فلسفه ی سیاسی یعنی فلسفه ی اجتماعی و فلسفه ی تربیتی و حتی مباحث اندیشه ی سیاسی رو نشان میدن که حالا اگر ما بخوایم در این زمینه بحث کنیم خود همین یک جلسه ی پر و پیمان بحث میشه که در حین جلسات ما این هارو مطرح می کنیم مثلا همین دیروز در بحث فلسفه ی سیاسی اسلام در مدرسه ی نواب این رو مفصل من بحث کردم که ما برای اینکه رویکرد اسلام رو در نجات در هدایت در ارشاد در دفاع از تفکر اسلامی بخواهیم رویکرد اسلامی رو نشون بدیم به این مفاهیم کلید و مفاهیم پایه لازم است به عنوان تم اصلی و بنیاد ساز در واقع باید نا گزیر هستیم که توجه بکند.
۱۰:۳۴ حالا من چون وایت بردم بحمد للله خوب است این البته قد من تا اون بالا که نمیرسه پایین هم بیاد خیلی یکمی پایین هم بیاد.
آقای منتظر وایت برد یکم بیاد پایین بهتره که من مقداری این هارو محضر مبارک شما با این رویکرد سر فصل هاشم یک تنظیمی بشه محضر مبارکتون مطرح بکنیم.
خب حالا این هارو محضر مبارک شما عزیزان یکجوری بتونیم تبیین بکنیم که به اون منظور اصلی این ۲ ۳ جلسه ای که امروز و فردا صبح محضر مبارکتون هستیم برسیم.
من عرض کردم که عنوان بحث اخلاق تبری است هدف در اخلاق تبری هدف گذاری در بحث. هدف گذاری در بحث نشان دادن جهت گیری فلسفه ی هدایتی اسلام فلسفه ی نجات دفاع از تفکر اسلامی ابهام زدایی از چهره ی اسلام افزودن شمار پیروان و مباحثی از این دسته ست این هدف است بنابراین هدف از این بحث رو میشه این ها دانست.
۱-بیان فلسفه ی هدایتی یا فلسفه ی هدایت در اسلام
۲-مسئله ی نجات منحرفان
۳- دفاع از تفکر اسلامی در برابر اتهام خشونت و در این اواخر تروریسم
۴-ابهام زدایی از چهره یاسلام
۵- افزودن شمار پیروان در درون جوامع اسلامی و خلع سلاح تبلیغات مسموم علیه اسلام
۱۵:۰۹ این ها هدف گذاری های بحث در این مقوله است ما اگر یک بحثی رو داریم تحت عنوان اخلاق تبری مطرح می کنیم هدف این هاست
-این ها اهداف تبری است یا اهداف اخلاق تبری
اهداف این درس اهداف اخلاق تبری اهداف ما این است یعنی میخوایم بگیم ببینید اصلا خود اهداف تبری، تبری باید با یک سلسله از اهداف اخلاقی هم ساز و همسان و قرین باشه یعنی ما نمیتونیم تبری رو همین گونه مطرح بکنیم حیطه ها بحث روشن میشه.
ما کسانی که در برابر اسلام قرار دارند یا معاندان کافران هستند یا کافران معاند هستند یا کافران معارض هستند یا کافران مخالف هستند مخالفی که معارض نیست معاند نیست ما میگیم اصلا تبری باید با اخلاق آمیخته باشد و میخواهیم در این بحث حیطه هایی رو روشن کنیم که این حیطه ها در حقیقت هدف گذاری ما را از مضاف کلمه ی اخلاق که اضافه میشه به تبری مضاف و مضاف الیه، این مضاف و مضاف الیه میخواد چه کاری بکنه؟
-جسارتا اگه ما بخوایم واژه ی اخلاق رو حذف کنیم به تنهایی این اهداف رو
چرا ما میخوایم بگیم ببینید اسلام همه جا آورده این قضیه رو تبری رو با اخلاق در آمیخته این که تعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم یا مثلا در موارد فراوانی دارد که اگر حتی قتل میخواد انجام بشه فلا یسرف فی القتل إنه کان منصورا یا در مواردی خود تبری از مخالفان با اخلاق داره عجین میکنه صرف تبری مطرح نیست.
شما مثلا الان فرض بکنید در مدیریت عنوانی ندارید به نام اخلاق مدیریت در اسلام ولی وقتی که حضرت یوسف علیه السلام در برابر اون عزیز مصر قرار می گرفت میگه إنک الیوم لدینا مکین أمین و قال اجعلنی علی خزائن الأرض إنی حفیظ علیم یعنی مدیریت رو داره با اخلاق آراسته میکنه سیاست با اخلاق آمیخته شده که اصلا سیاست و اخلاق از یک خانواده هستند که فرض کنید عدالت رو در سیاست داره مطرح میکنه راستگویی رو در سیاست مطرح میکنه تهمت نزدن را مطرح می کند کشتن را منع می کند و محکوم می کند و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم خب این آیات زیاده میخوایم بگیم اصلا تبری خودش اخلاق داره عنایت می فرمایید و هدف این است ما با این تربیت مسلمین با یک سلسله اخلاقی که فحش ندن ناسزا نگن لعن نکنند تکویر بی مورد نکنند حالا بحث معاند اصلا اون جداست.
ببینید بحث معاند و لیجدوا فیکم غلظة و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة در معاند که اصلا بحث این ها نیست این ها در مخالفی ست که معاند نیست معاند که اصلا ضابطه نداره اصلا اون نه منطق میفهمه نه اخلاق میفهمه معاند است معارض است اونجا قضیه خشونته و لیجدوا فیکم غلظة یا مثلا اونجا داره إلی تنظروا یعذبتم عذابا الیما لا تجدوا قوما یومنون بالله یوم آخر یوادون من حاد الله و رسوله حاد الله و رسوله مبارزه می کنند با خدا و رسول این حیطه اش روشن میشه ما میخوایم بگیم که در مواجهه با مخالف باید اخلاق رعایت بشه در مواجهه با معاند هم از حدود اخلاق نباید خارج بشه.
۲۰:۰۲ معاند را بکشید پیغمبر اکرم در جنگ بدر ببینید مثلا در علی علیه السلام نهج البلاغه نقل می کند می فرماید: اون روز من در کنار پیغمبر ایستاده بودم کافران آمدند، آمدند و به پیامبر گفتند اگر اون درخت را بگید بیاد اینجا ما به تو ایمان میاریم حالا این دقت کنید علی علیه السلام می فرماید: من بودم پیغمبر اکرم به درخت فرمان داد که به اذن خدا بیا اگر تو ایمان داری به من که من رسول خدا هستم بیا اینجا حضرت داره که علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید این درخت پرواز کرد مثل بال کبوتران صدای او شنیده میشد آمد کنار پیغمبر در زمین فرو رفت گفتند بگو نصفش برگرده نصفش بمانه خب این ها همرو گفتند بعد پیغمبر اکرم یک جمله ای داره اونجا پیغمبر اکرم به اون ها گفت منکم من حزب الأحزاب بعضی از شما کسانی هستند که حزب گرد می آورند کدوم درست میگن جنگ احزاب رو درست کردن و منکم من یقلب فی القلیب، القلیب هم گفتند القلیب هم گفتند ابن ابی الحدید میگه القلیب درسته درسته ولی بعضی دیگر میگن القلیب درسته سید رضی خودش القلیب رو به کار میبره.
منکم من حزب الأحزاب و منکم من یقلب فی القلیب یا فی القلیب در چاه القلیب یا القلیب به گرفتار میشه رحمت اسلام رو ببینید پیغمبر اکرم چه کار کردند شیبه و ابوجهل و امثال این ها که آمدند در جنگ بدر کشته شدند پیغمبر اکرم فرمود این ها رو در چاه القلیب بیندازید گفتند یا رسول الله بندازید تو بیابان کرکس ها بخورند وحوش بیابان بیان از این ها استفاده کنند پیغمبر اکرم فرمود این ها انسان اند خب با انسان نمیشه اینجوری برخورد کرد بنابرابن مرز قائل است اسلام برای مسلمانان مسلمان اگر مبارزه هم میکنه با اخلاق باید باشه تبری هم می گوید با اخلاق باید باشه لذا ما بحثی رو تحت عنوان اخلاق تبری مطرح می کنیم خوبه در جوامع اسلامی این ها مطرح بشه که شما وقتی که یک مسلمان با اخلاق و با کرامت برخورد میکنه و إذا مروا باللغو مروا کراما و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما این ها خیلی مهمه دیگ یا خود پبغمبر اکرم چقدر با اخلاق و کریمه چقدر مدارا کرد، مدارا منظور این بحثه که بالاخره اگر جوامع اسلامی با این شکل تربیت بشن خود این یک فلسفه ی هدایت خواهد شد خود این باعث نجات دیگران خواهد شد خود این باعث دفاع از تفکر اسلامی در برابر اتهام و خشونت خواهد شد خود این ابهام زدایی از چهره ی اسلام خواهد گرفت که اسلام، اسلام رحمت است و جنگ هم داره جنگ رحمت است افزودن شمار پیروان در جوامع اسلامی و بحث های دیگر.
خب پس هدف اینه در چنین بحثی که اخلاق تبری باشد هدف چنین مسائلی است نکته ای که میخواستم عرض کنم اینه این است که ما در اسلام یک سلسله واژه هایی داریم که این واژه ها در حکم مفردات پایه و مفاهیم پایه هستند این ها تعیین می کنند همه ی روند تفکر اسلامی را این واژه ها چی هستند واژه های تعیین کننده که در حکم بنیاد گذاری بسیاری از مباحث اسلامی است این ها بنیاد بحث های اسلامی رو می گذرانند مثلا فلسفه ی سیاسی رو این ها تعیین می کنند فلسفه ی اخلاق را تعیین می کنند فلسفه ی اجتماعی اسلام را نشان می دهند فلسفه ی تربیتی اسلام رو هم نشان می دهند.
این واژه ها در حکم واژه های پایه و کلیدی هستند لذا من یک نکته از شیخ صدر عرض بکنم
۲۵:۰۱ شهید صدر می فرماید: بر محقق اسلامی و مفکر اسلامی متفکر و اندیشمند اسلامی سزاوار است که مفردات پایه را در اسلام پیدا کند و بر اساس مفردات پایه به دانش های نوین دینی بپردازد این مفردات پایه رو پیدا کند مثلا ایشون حالا مثال می زند در اقتصاد پایه اش این هاست مثلا مفردات پایه اقتصاد رو ایشون در اونجا شرح میده ما در فلسفه ی سیاسی همین هارو داریم در فلسفه های اجتماعی هم همینو داریم در فلسفه ی اخلاقی و تربیتی هم همینو داریم این ها مفردات پایه چی هستند مفردات پایه ای که تعیین کننده هستند.
ببینید ولایت تولی خب ما ولایت رو داریم و اینجا بر اساس ولایت تولی رو داریم ما بر اساس ولایت امامت رو داریم امام بر اساس ولایت خلافت رو داریم بر اساس ولایت حاکمیت رو داریم و بر اساس همه ی این ها باز چی رو داریم تبری رو داریم یعنی دقیقا تولی و تبری لازم و ملزوم یکدیگرند یعنی جامعه ی ایمانی یک صف واحدی تشکیل میده جامعه ی اسلامی یک تشکل مومنانه به وجود میاره که در این تشکل مومنانه خب وحی مبناست دین مبناست اون جای خودش محفوظ ولی در این تشکل مومنانه ولی در رأس هرم قرار می گیرد ولی کیست همون امام است امام کیست همون حاکم است حاکم کیست همون خلیفه ی پیغمبر اکرم است که اللهم ارحم خلفائی سه بار فرمود عرض کرد به خدای متعال اللهم ارحم خلفائی قیل له یا رسول الله و من خلفاؤک قال الذین یأتون من بعدی یرون حدیثی و سنتی فیعلمونها الناس من بعدی
خب این واژه ها در مقام تفسیر نشون میده که اصلا واژه ها حامل مفاهیمی هستند که یک هویت اجتماعی رو شکل می دهند این واژه ها قادرند سرنوشت امتی را متحول کنند و او را به سمت قله های تعالی ببرند و جامعه رو از سنگلاخ ها و مانع ها عبور بدهند یک هویت مومنانه تشکیل بدن که در این هویت مومنانه در فرهنگ های معارض در فرهنگ های مهاجم در فرهنگ های بیگانه هضم نشوند و در شرایط دیگر استحاله نشوند باید ولی را قطب قرار دهند محور قرار دهند با انگشت اشاره او حرکت کنند او را حاکم بدهند او را امام بدانند او را هادی و رهنمای خود بدانند.
خب پس که هویتی تشکیل میشه به نام جامعه ی اسلامی جامعه ی یک قواره از این نظام تشکیل میشه که خداپسند است تشکیل قواره ی جامع واحدی که خداپسندانه داره حرکت میکنه این واژه ها میخوان این کلمه رو بسازند ولی در عین حال این واژه ها کافی نیستند این واژه ها واژخ ی امامت و ولایت و خلافت و حاکمیت در درون خودش یک واژه دارند تبری که در عین حال جامعه میخواد در فرهنگ های جامعه مخالف هضم نشه در شرایط مخالف هضم نشه تحت سلطه ی بیگانه قرار نگیره ولایت آنها را قبول نکند لذا تولی آمیخته میشه با تبری تولی با همون امام همون حاکم پیوست او وابسته ی به او با انگشت اشاره او حرکت کند او را قطب قرار دهد او را محوور قرار دهد او را هادی و رهنما قرار بدهد که پیشگام یک حرکت است.
۳۰:۱۲ خب در اینجا اینجاست که ما به واژه ای میرسیم تبری خب شما ببینید این واژه که واژه تبری باشد که میخواد بگه که ولیجة یعنی همراز یعنی ولی یعنی دوست و سرپرست بطانة یعنی پشتوانه و واژه های دیگر از دیگران قرار ندهید لا تتخذوا ولیجة من دون الله لا تتخذوا بطانة من دونکم لا یألونکم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البعضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم أولیاء و من یتولهم منکم فإنه منهم کسی که اونهارو به ولایت بگیره او از اون ها خواهد بود و سایر آیات بنابراین تبری با واژه هایی مثل نگرفتن ولیجه ولی بطانة و همراز مطرح میشه اینجاست که دیگه در قالب این مفاهیم همه ی آیات کریمه ی قرآن در قالب این مفاهیم میاد مفهوم سازی میشه حالا میگه عزت میخواید پیدا بکنید چجوری عزت پیدا بکنید جامعه اگر اینجوری نکند ذلیل می شود جامعه اگر اینجوری نکند ابرو اش از بین می رود و آبرو و عزتش از بین می رود و دیگران بر شما مسلط می شوند و إلی تنظروا یعذبکم عذابا الیما پس بنابراین این واژه ها مبنا ساز اند این واژه ها در فلسفه ی سیاسی میان در فلسفه ی اخلاق میان در فلسفه ی اجتماعی میان در فلسفه ی تربیتی هم میان مطرح میشه.
شما در اینجا از بین مفاهیم بحث تبری رو میخواهیم در واقع با همین شاکله با همین ارتباطی که این واژه با این واژگانی که اسم بردیم داره میخوایم واژه ی تبری و ضوابط تبری رو که ازش تعبیر می کنیم به اخلاق تبری تا حدودی این هارو روشن کنیم.
این نکته ی آغازین بحث ما در این زمینه است خب ببینید شما مثلا موسی علیه السلام بزرگترین دشمنش کیه فرعون است در سوره ی نازعات آیه ی ۱۵ تا ۱۷ چجوری بیان میکنه إذهب الی فرعون إنه طغی فقل هل لک إلی أن تزکی و أهدیک إلی ربک فتخشی یا در جای دیگر إذهبا إلی فرعون إنه طغی فقولا له قولا لینا لعله یتذکر أو یخشی تو برادرت هارون إذهبا إلی فرعون إنه طغی فقولا له قولا لینا لعله یتذکر أو یخشی فرعون کیه فرعون کسی است که با موسی الان در جنگه با خدا در جنگه با خدای موسی در جنگه بنی اسرائیل رو فرقه فرقه کرده آدم کشته خدا رو قبول نداره و به بندگی گرفته و تلک نعمتة تمنها علی أن عبدت بنی اسرائیل حالا همین رو رفتن به سوی فرعون رو به قول لین باید باهاش برخورد کنید برائت هست نه که به موسی اجازه نمیده موسی هم نمیره اجازه نمیده خدای متعال و موسی هم نمیره اون سمت که یک ذره تمایل به فرعون بکنه ولی در عین حال هم به خودش میگه إذهب الی فرعون إنه طغی فقل هل لک إلی تزکی وأهدیک إلی ربک فتخشی هم به او و برادرش هارون میگه إذهب الی فرعون انه طغی فقل هل لک إلی تزکی وأهدیک إلی ربک فتخشی
۳۵:۱۳ که معلوم میشه اصلا با مخالف با معاند که هنوز در مقام مهاربه و معارضه در نیامده چگونه باید مواجه شد.
زینت نرمی شما خود زندگانی نورانی رسول گرامی اسلام این رو کاملا داره نشون میده که خیلی عجیبه که اون نفر میومد چجوری اهانت می کرد توهین می کرد بت می پرستید و چه و چه و چه و بعد پیغمبر جوری باهاش برخورد می کرد که می گفت که من حاضر بودم که زمین شکافی بردارد و تا قعر زمین فرو برم پیامبر اینجوری با من برخورد نکنه و بلند میشد در مقابل پیغمبر می ایستاد و می گفت الله أعلم حیث یحعل رسالتة خدا میداند که رسالت را کجا قرار دهید یا محمد دینت رو من عرضه کن و پیغمبر هم این رو بهش عرضه میکرد و شهادتین می گفت خب این ها همه میگه که اسلام بحث مدارا بحث لینت بحث قول حسن قول نرم بحث مدارا بحث عفو بحث سفح لذا در تبلیغ اصله و ذات است لذا ما به صورت طبیعی می رسیم به یک مسئله ای به نام اخلاق تبری این روشن کردن محط بحث که ما پس چیزی به نام اخلاق تبری داریم نمیشه بگیم آقا تبری کافر اند گور پدرشون باید این ها این بشن اون بشن باید خشونت خرج بدی این ها خشونت دارن می کنند نه نه اصلا و ابدا دیگ چنین چیزی وجود نداره لذا ما اون بحث رو مطرح می کنیم خب حالا یک جمله ام بفرمایید
پیغمبر اکرم چیکار کرد اون هارو دستور نداد که در بیابان بندازند مثله کنند که گوشتش را لاشخور های بیابان و پرندگان و لاشخور ها و حیوانات درنده بیان این هارو بخورند فرمودند این ها انسان اند انسان کرامت داره در واقع نام انسان بر روی آنها این موجود دو پا گذاشته شده بریزید و خاک روشون بریزید در بیابان نپوسند و چی و چی استدلال هم کرد پغمبر اکرم
إنی أکره أن تکونوا سبابین در جنگ صفین حضرت فرمود إنی أکره أن تکونوا سبابین خیلی بده برام بهم فحش بدین عوض اینکه بخواید فحش بدید صفاتشون رو بگید این ها دارن چکار می کنند روشنگری کنید که دیگران نرند به اون ها ملحق بشن إنی أکره أن تکونوا سبابین بعد فرمود در موضع سبتون صفاتشون رو قرار بدید بگید این ها آمدند الان با حق مقابله می کنند این ها دارند با دین مقابله می کنند کفر می ورزند اینها جهود و انکار دارند.
خب پس شما چیزی به نام اخلاق تبری دارید این اول حرفه عرض کردم که کتابی نوشتم حدود ۲۰۰ صفحه بحث اخلاق تبری بحمدلله نوشته شده ۲۰۰ صفحه ی آچار پر که شاید مثلا نشمردم هر صفحه ای ۳۰ خط هم ریز با اینکه چشمای من که باید با عینک بخوانم که همینطور ریز نوشته شده که فکر کنم ۲۰۰ صفحه یک چیزی تایپ بشه ۳۵۰ صفحه در بیاد یک کتاب ۳۵۰ صفحه ای انشاالله
خب حالا تولی جنبه ی مطاوعی دارد
۴۰:۰۱ مطاوعه پذیرش ما باید بپذیریم ولایت و سرپرستی را تبری هم جنبه ی مطاوعی دارد باید بپذیریم بیزاری جستن از راه و مرام و کیش و آئین و فکر و عقیده ی کفر و شرک و زندیقه دارد هر دو جنبه ی مطاوعی دارند و خب به معنای تولی، تولی به معنای پذیرش ولایت سرپرستی مدیریت عمارت حاکمیت و پیشگامی ولی کامل الهی است که ذوب در خداست و به قول فارابی و ابن سینا متوغل در لوهیت است و او و هم او در رأس هرم جامعه قرار می گیرد در رأس هرم جامعه قرار می گیرد پس سرپرستی مدیریت عمارت حاکمیت پیشگامی با قید ذوب شدگی در خدا و متوغل در الوهیت گفت ها این یک واژه ی بلندی است که لازمه اش لازمه ی چنین روی آوردی محبت نصرت اطاعت وانهادگی زمام فکر و اندیشه ی فعال خود به ولی است که با فرمان او به حرکت در می آید میرود می پوید سرعت می گیرد متوقف میشود و مفاهیمی از قبیل خب این میشه ولایت
که بنابراین سریع من بگم رد بشیم به تبری برسیم ببینید پس ولایت یک مفهوم از بالا به پایین داره تولی یک مفهوم ازبالا به پایین داره یک مفهوم از پایین به بالا داره از بالا به پایین از بالا به پایین افاضی است و اشراقی است از پایین به بالا عبودیت است و با بنیاد عبودیت در می آمیزد
از بالا به پایین می شود سلطه قدرت عمارت سلطنت به مفهوم ربانی و الهی
از پایین به بالا محبت نصرت اطاعت و این ها و اینجاست که میگیم جنبه مطاوعی دارد از بالا به پایین از پایین به بالا
-مطاوعه اگر به معنای اثر پذیری باید از پایین نگاه کنیم از بالا جنبه مطاوعه نداره
نه از پایین به بالا جنبه مطاوعه دارد از پایین به بالا جنبه مطاوعی پیدا می کند پذیرش و قبول
-از بالا به پایین چی میگن
از بالا به پایین یعنی خدا خداوند ولی را حاکم مدیر مدبر هادی حاکم و این ها قرار داده میگه این رو إنما ولیکم الله رسول و الذین آمنوا الذین یقیمون صلاة و یؤتون زکاة و هم راکعون أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم و إذ ابتلی إبراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال إنی جاعلک للناس إماما قال و من ذریتی قال ینال عهدی الظالمین
۴۵:۲۶ این ولایت از بالا به پایینه اما ولایتی که اون مطاوعه رو برسانه دیگه از پایین به بالا میشه که چی محبت نصرت ارادت اطاعت وانهادگی امور که بهش میگه برو آتش میگه میرم آتش یا رسول الله اگر مارا تا نخلستان های حجر براند ما می رویم چون میدانیم شما بر حق هستید و جبهه مقابلتون باطل ما بر حق هستیم و اون ها بر باطل.
خب حالا تبری چیست لازمه ی این تولی که این ها آمدند اینجور آدمی رو قبول کردند محبت است و نصرت است و اطاعت است و وانهادگی این است که تبری در حقیقت دوری جستن بیزاری نشان دادن نپذیرفتن سرپرستی و مفاهیمی از ایت قبیل است دوری جستن و این ها از جبهه ی مقابل ولایت ولایت الهی و جبهه ی شرک و کفر نفاق و این ها این میشه تبری لذا تبری همین مفهوم رو پیدا میکند تبرع از باب تفعل و تبری هم هست که دوری نمودن است پیراستن است خود را از امری منزه نشان دادن است انکار امری را نمودن است امین معلوف در المنجد چنین آورده بریء برئاء براء بروء أی شوفی من المرض أی خارج من العیب أی تخلص من العیب و خلص منه و سلم نفسه
-همش مطاوعی میشه
بله همش مطاوعی میشه که بنابراین تبری در حقیقت یک جنبه ی عقیدتی و بنیادی پیدا می کند خب وارد میشه به یک کلام و بنابراین تبری میشه یک بحث عقیدتی کلامی بسیار مهم خب اسلانم این رو مطرح کرده سوره ی برائت رو داریم تبری ابراهیم از شرک و کفر و این ها داریم تبری پیغمبر اکرم از اونها رو داره یا أیها الکفرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد و لا انا عابد ما عبدتم و لا انتم عابدون ما اعبد لکم دینکم ولی دین فقالوا أن برئاء منکم و مما تعبدون تنتم و ما تعبدون حسب الجهنم أنتم لها واردون شما آتش گیره ی جهنم هستید و شما پس تبری در گوهر دین بنیاد ساز تفکر اسلامی مورد تولی است بنیاد ساز فلسفه ی سیاسی اسلام است که در برابر جبهه ی عنود معاند منافق کافر مشرک مهارب در مقابل اون ها باید موضع داشت خب حالا این موضع داری امر مسلمی است چقدر هم که در این زمینه آیات و روایات داریم
۵۰:۰۳ این آیات رو ببینید سوره ی توبه آیه ی ۱۱۴ فلما تبین له أنه عدو لله تبرأ منه وقتی که ابراهیم براش روشن شد که عمویش آزر دشمن خداست تبرأ منه إن ابراهیم لأواه حلیم یا در مقابل ماه پرست ها و خورشید پرست ها و ستاره پرست ها فرمود فلما أفلت قال یا قوم إنی بریء مما تشرکون یا إذ قال ابراهیم لأبیه و قومه إننی براء مما تعبدون بیزارم از |آنچه که شما عبادت میکنید و می پرستید و این قضیه در مورد حضرت عیسی آمده در مورد حضرت نوح آمده در مورد خود پیغمبر اکرم آمده که این ها تبری میجستند.
اوج این قضیه سوره ی برائت است براءة من الله و رسوله إلی الناس یوم الحج الأکبر إن الله برئ من المشرکین فسیحوا فی الأرض أربعة أشهر و اعلموا أنکم غیر معجزی الله و أن الله مخزی الکافرین و أذان من الله و رسوله إلی الناس یوم الحج الأکبر أن الله بریء من المشرکین خدا هم از مشرکین بریء است خب حالا با همه ی این ها دلمون پر بشه پر کینه بشه بگیم از هر کافری ما بریء هستیم برائت می جوییم و بعدم بریم به نابود کردنشون اعدامشون سر به نیست کردنشون این کاری که داعش کرد میشه شبه داعشی میشه همون تفکر انحرافی خشونت باری که که بعضا در تاریخ اسلام هم نشون داده میشد که بعد اومدند گفتند اسلام دین خشونته یکی از اتهاماتی که به اسلام زدند اتهام میلیتاریزم یا خشونت گفتند اسلام با میلیتاریزم در آمیخته است یک کسی است به نام جان دیان پرت، جان دیان پرت مسیحی است یک کتابی نوشت
این کتابش به این نام بود اسلام محمد دین خشونت است جان دیان پرت مسیحی بعد یک کسی اون رو دید به نظرم که فردی به نام مارسل بوازار که اسلام رو مطالعه کرده بود گفته اینجا نوشتی که اسلام دین محمد دین خشونته این حرف درست نیست برو اسلام رو یکم مطالعه کن جان دیان پرت آمد اسلام را مطالعه کرد و چندین سال در دین اسلام مطالعه کرد بعد یک کتابی نوشت عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن این کتاب عذر تقصیرش رو نوشت خیلی کتاب جالبیه این کتاب خیلی ارزنده است عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن این کتاب را آقای جان دیان پرت توبه نامشو نوشت گویا توبه نامه بود به اهانتی که درباره ی اسلام کرده بود آقای آرام هم این رو ترجمش کرد
-این موجوده استاد
بله موجوده بله
-آقای آرام ترجمه کرده؟
بله آقای آرام ترجمه کرده نمیدونم حالا بنظرم جان دیان پرت رو هم به نظرم آرام ترجمه کرده هم آقای سید غلامرضا سعیدی ترجمه کرده دکتر سید غلامرضا سعیدی هم اون کتاب رو ترجمه کرده یعنی تقریبا دوتا ترجمه کرده من کتاب رو دارم خیلی هم زیاد ازش استفاده کردیم در بعضی از نوشته ها و در بعضی جاها ازش استفاده کردیم
خب پس تبری در اسلام یک اصله و تبری نشانه این است که جامع ی دینی یک جامعه ی همگرا است یک جامعه است که با هم دارن یکدیگر رو تکمیل میکنند غیر رو به درون خودشون به این معنا که بر اون ها ولایت کند را نمی دهند این آیات آهنگ حرکت جامعه دینی رو به خوبی نشون میدهد.
۵۵:۰۵ لا یتخذ المومنون کافرین أولیاء من دون المومنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء الا ان تتقوا منهم طغی سوره ی آل عمران فلا تتخذوا منهم اولیاء حتی یهاجروا فی سبیل الله از اون ها ولی نگیرید مگر اینکه هجرت کنند در راه خدا لا یتخذ المومنون کافرین أولیاء من دون المومنین ابن ها همه برائت و تبری رو نشون میده.
۵۵:۲۹ پس تبری یک اصله در درون تفکر سیاسی اسلام قرار میگیره تبری قاعده مند میشه در فلسفه ی اخلاق قرار میگیره تبری به قصد نجات است در فلسفه های تربیتی و اجتماعی اسلام قرار میگیرد این یک نکته ی مهم راجب اصل بحث تبری ببینید اینجا هم به معنای این است که در لازمه ی تکمیل ولایت کسی که با دشمن ما باشه از ما نیست اینم تا حدودی همون معنای مطاوعی رو پیدا میکنه که ما بنابراین چون ولایت رو پذیرفتیم، پذیرفتیم که تبری هم بجوییم و این تبری با این عنوان
حالا یک چندتا نکته رو من با عرض معذرت چون اینجوری بخوایم بحث کنیم خیلی از بحث هامون میمونه این یک قسمت رو بگم محبت کنید بنویسید، بنویسید تولی و تبری قوام بخش جامعه ی دینی است
در فرهنگ اسلامی تولی و تبری با شاخص هایی مشخص می شوند که نشان میدهند این دو واژه به شکل گیری جوهر و ساختار جامعه ی دینی منجر میشوند بنابراین قوام جامعه دینی به این دو می باشد به این جهت این موارد را یادآوری می نماییم
۱-وجود افراد دین دار شرط لازم تحقق جامعه دینی است ولی شرط کافی نیست شرط لازم است اما شرط کافی نیست
۲-روابط اجتماعی و نهاد هایی که تاسیس میکنند لزوما باید با معیار دینی باشد ببینید ما این رو توجه سروران عزیز بفرمایید جامعه ی دینی جامعه ای نیست که دین داران هم در آن حکومت می کنند بگیم جامعه ی دینی جامعه ای است که دین داران در آن حکومت میکنند جامعه ی دینی جامعه ای است که قوانین دینی هم در آن اجرا می شود جامعه ی دینی جامعه ای است که در این جامعه نهاد های عبادی و نهاد های فردی رو دین تعیین می کند اینا هیچکدوم جامعه دینی نیستند جامعه ی دینی جامعه ای است که همه ی ساختار ها همه ی نهاد همه ی روابط همه ی انتخاب ها همه ی انتساب ها همه ی قوانین اقتصادی کشاورزی تجاری بازرگانی فرهنگی اجتماعی سیاسی داخلی خارجی همه را دین تعیین میکند و لذا ما میگیم نهاد هایی رو که تاسیس میکنه با معیار دینی باید باشه خب نهاد هاش با معیار دینی باشه
۱:۰۰۱:۱۱ ۳-حضور دین در جامعه در حد مناسک دینی معیار دینی بودن جامعه شمرده نمی شود در حد مناسک دینی در حد نماز و روزه معیار دینی بودن محسوب نمی شود
۴- دین و آموزه های دینی در حوزه ی انطباق عملی و اجتماعی مورد قضاوت قرار میگیرند ما اگر بخوایم قضاوت کنیم که دین حضورش در جامعه چقدره باید انطباق عملیاتی همه ی اون چه که در جامعه است رو با دین انطباقش رو ببینیم
۵-هر قدر روابط اجتماعی میان متدین ها حاکی از نماد های دین باشد به همان اندازه آن جامعه با قواره و شکل ایده آل جامعه دینی نزدیک تر است
۶- همه ی شبکه ی روابط اجتماعی در مقام کارامدی دین باید منطبق بر دین باشد
۷- تبری با مفهومی که بیان شد منطق ثابت دین است که در همه ی شبکه ی روابط اجتماعی و در همه ی عرصه های آن باید تاثیر بگذارد
ببینید اینجا من یک نکته دارم عرض بکنم که ما این رو توضیح کامل نمیدیم بخاطر اینکه سرفصلی بگیم و رد شیم به بحثمون هم برسیم انشاالله در این دو جلسه ی آینده ببینید وقتی میگیم که تبری منطق ثابت دینه که در این منطق ثابت همه ی روابط اجتماعی ملهم از روابط دین باشند یک جمله میخوایم بگیم میخوایم بگیم که الان در حوزه ی دین شناسی همینجوره در حوزه ی اقتصاد همینجوره در حوزه ی تربیتی همینجوره در حوزه ی خانواده همینجوره در سبک زندگی همینجوره در همه چیز دین باید پوشش بده این هارو اگر این هارو پوشش نده یک ساختار دینی نباشه دینی بودت جامعه به هم میریزه ساختار تربیت اگر با نهاد های دینی انطباق نداشته باشه دینی بودن جامعه ضربه میخوره اقتصاد اگر از دین ملهم نباشه ابنجاست که مسئولیت حوزه سنگین است ما هنوز اقتصاد اسلامی نداریم الان آقایون
-دولت ها خیلی حرف شنوی و قبول ندارند
حالا ببینید من اصلا الان بحث این است که موقع ما وظیفه ما و موقعیت ما در این مسئله کجاست من این رو میخوام عرض بکنم اون فرمایش شما کاملا متین دولت ها افراد مدیریت ها نظام ها رهبری هم فریاد میزنه همیشه میگن دغدغه دارن و در این راه همه ی هستی شان را گذاشتند هیچکس نمیبینه مثل رهبری دغدغه مند باشه یعنی هم.ن فردی که ذوب در خدا شده امروز مقام معظم رهبری است که کسی نظیر ایشان نداریم الان ما در این حد و قامت و مقیاس با ابن جامعیت و حکمت و درایت و با این تیز نگری و با این درک هوشمندانه ی اسلام و جامعیتش و درک کردن ما کسی رو نداریم
۱:۰۵:۱۱ خب حالا ما میخوایم بگیم که آقا ما الان مثلا این هیئت اندیش ورز که اینجا الان هست که ما توفیق پیدا کردیم که ما در خدمت شما سروران عزیز هستیم خب این یک وظیفه ای داره بسیار سنگین هیئت اندیش ورز اقتصاد وظیفه ای داره بسیار سنگین هیئت کذا و کذائی که در حوزه تاسیس شده همینجور آموزشش همینطور پژوهشش همینجور نخبگانیش همینجور چی و چی اش همینجور موقع ما و جایگاه ما در مسئله کجاست و چیکار داریم می کنیم این خیلی مهمه که ما بخایم اگر همه ی شبکه ی روابط اجتماعی رو منطبق بر دین کنیم حداقل باید مبانی فکری و مطالعاتی اش تکمیل بشه ما علوم انسانی رو الان علوم انسانی که در دانشگاه است و ما وظیفه داریم خیلی وظیفه داریم خیلی هم مسئولیت داریم خیلی کم آوردیم علوم انسانی در دانشگاه های ما کجا ایستاده علوم انسانی غربی است هنوز سکولار است هنوز با ریتم های سکولاریسم با سر خط های سکولاریست ها داره در دانشگاه ها تدریس میشه ما همین مطلب رو که الان عرض کردم خدمت شما ۷ ۸ ساله در جلسات تصمیم گیری هفته وحدت حوزه و دانشگاه و در جلسات بین حوزه و دانشگاه ۷ ۸ ساله من این رو دارم مطرح میکنم یک چیز هایی ما نوشتیم و این ها رو خیلی حرف زدیم یک کار هایی هم شروع شد ولی اون کار اصلی کارستان هنوز صورت نگرفته.
خب حالا جامعه ی دینی یک قواره ی اینجوری داره لذا ما در جامعه ی دینی نمیتونیم جامعه ی سیاسی سکولار بیاریم این میشه ولایت غیر این میشه حضور غیر در درون جامعه ما اقتصاد سکولار نمیتونیم بیاریم داخل کشور یک نگاه جامع اینجوری اگر میخواهیم تبری باشیم که تبری با لفظ نیست تبری با این مفهوم است که ما فرهنگ اون ها جامعه شناسی اون ها اقتصاد اون ها علم اون ها صنعت اون ها تکنولوژی اون ها البته علم و صنعت و تکنولوژی لا بشرط است و هیچ اصلا چیزی نداره بگیم دینی نباشه حتما باید دینی نباشه نه این ها همه ملزم به لوازم دینی میشن و اجمالا این یک نکته ی مهم که باید منطق ثابت دین که تبری است در همه ی شبکه ی روابط اجتماعی خودش رو نشون بده متوجه شدید عرضم چیه در همه ی شبکه های ارتباطی فکری علمی ساختاری اداری و این ها همه خودش رو باید نشون بده و این مایه ی تاسف است که مثلا یک مسئول دولتی بیاد یکجوری حرف بزنه که اگر ما بر اساس مدل های غرب حرکت نکنیم آب هم نمیتونیم بخوریم که خیلی بده خیلی ضربه میزنه این نکته ی هفتم
نکته ی هشتم
۸- در تبری دینی بشر دوستی و محبت موج میزند نگاه کنید خیلی عجیبه عمرو بن جموح رفت شام از شام بت آورد و آمد توی دم بازار عکاظ فریاد میزد ایها الناس من از جای مهمی بت آوردم بیاین بت بخرین خب عده ای آمدند بت هاشو خریدند شاید مثلا ۴۰ ۵۰ تا بت با اسب و شتر با زحمت آورده بود حالا اینقدری و اونقدری و کوچک و بزرگ آورده بود بعد این هارو یک عده ای اش را خریدند اکثریتش موند گوشه ی خانه اش برد گوشه ی منزلش برد گذاشت جوون های عرب شبانه آمدند که بعضی حرف های پیغمبر رو شنیده بودند شاید یا مثلا تحت تاثیر قرار گرفته بودند یا میخواستند اذیتش کنند که البته اون شق اولش رو برخی مورخین گفتند وجود داشته آمدند بت هاشو برداشتند بردند توی مزبله به سر انداختند داخل زباله دان داخل باتلاق کثافت روز بلند شد دید بت ها نیست رفت گشت این طرف و اون طرف یک کسی گفت بت هاتو جوون ها بردند، بردند انداختند توی باتلاق رفت دید همه ی بت ها به سر داخل باتلاقه این ها رو برداشت و خشمی نسبت به پیغمبر اکرم براش پیدا شد
۱:۱۰:۳۰ پیغمبر اکرم هم میدونست این بت فروشه داره بت میاره بت میفروشه و بار ها به هبل سوگند خورده که پیغمبر رو بکشه به هبل بت بزرگ سوگند خورده بود که پیغمبر رو بکشه پیغمبر هم شنیده بود این ها را یا از طریق وحی شنیده بود پیغمبر یا خبر داشت پیغمبر اکرم که خب پبغمبر آمدند مسیر بار را طی کردند رفتند عبادتی انجام دادند و برگشتند از غار حرا زیر سایه ی درختی پیغمبر لحظه ای دراز کشید عمرو بن جموح هم کمین کرده بود که پبغمبر میاد و بیاد به عقییده خودش کار پیغمبر اکرم رو تموم کنه پیغمبر که در سایه ی درخت دراز کشیده بودند عمرو بن جموح از حخفی گاه خودش بیرون اومد و شمشیر رو بالا آورد یا محمد چه کسی تو رو از دست من نجات خواهد داد سنگی زیر پایش آمد و خورد به زمین و شمشیر از دستش افتاد این گفته ی عمرو بن جموح است بعد در جنگ احد عمرو بن جموح چه جور عجیب خودنمایی کرد
با رفتار پیغمبر اکرم بعد دید که افتاد و شمشیرش رو برداشت گفت این رو ود عمر گفته گفته که اون زمان پیغمبر با من مواجه شد همه ی رحمت الهی بر من توجه کرد گونه ای محمد با من سخن گفت که نمی توانستم جز این کلمه بگویم، جز این کلمه نمی توانستم بگویم شمشیر از دستم افتاد و او را برداشت و بالای سرم آمد و با لحنی مهربان و با لحنی آمیخته از وداد و محبت و عاطفه و دلسوزی ب من گفت اکنون چه کسی را می تواند از دست من نجات بدهد بعد عمر میگه که من دیگه نتونستم غیر از این بگم اون جا همه ی هدایت به ارشاد پیغمبر به من نازل شد و با اون کلمه و اون لحن خاص که به من گفته و با اون سبک خاص که به من گفت و از درون دل و از سویدای دل فریاد زدم نجات دهنده ی من خدای محمد است و به پای او افتادم گفتم اسلام ات را بر من عرضه کن من قاتل آمدم کافر آمدم مومن رجوع می کنم جعت کافرا و رجعت مومنا کافر آمدم و مومن برگشتم
پیغمبر قطعا بت پرستی او را نمیخواد و اگر منطق بعضی های دیگر بود میگفت این مرتیکه آمده این همه بت آورده فروخته حالا من رو میخواد بکشه شمشیر رو بردارم دیگه بزنم گردنش رو ولی میگه همه ی رحمت و عطوفت بر من توجه شد اون لحن و اون بیان و خنده ی ملیح و اون برخورد و مواجهه ی با من جز این نمی توانستم بگویم نه از ترس جانم بود هیچی نبود جز این نمی توانستم بگویم که همه ی حقیقت من آمد و گفتم خدای محمد این امر که شد دیگه در جنگ احد خودش رو چجوری نشان داد خیلی عجیب بود
خب یک کلمه ی دیگر بگم آقای منتظر و این کلمه ی آخر توی جلسه باشه و بعد نماز انشاالله
نکته ی نهم محبت بفرمایید
۹-تبری ذاتا و اولا بر بنیاد رحمت نهاده شده و ثانیا بالعرض در هنگام ضرورت غلظت مطرح می شود و مبتنی بر نوع رفتار جبهه ی مقابل تعیین می شود و فتنه گری ها و معارضه ها و عناد ها و تعارض ها تعیین کننده اند
۱:۱۵:۴۱ این ها تعیین کننده اند اون اصلا تبری در نوع مواجهات مطرح است یک کسی مخالفه تبری اش آمیخته با رحمت است همون تبری با اون فرد معارض هم مبتنی بر بنیاد رحمته و لا کن در اونجا وظایفی است در اینجا وظایفی که انشاالله در جلسات آینده جلسه ی بعد از نماز و فردا صبح
-اون قسمت اسلام هراسی رو که فرمودید و اون کتابی که مطرح کردید خیلی خوبه ولی برای ۱۵۰ سال پیش است توی این ۲۰ سال اخیر یک خانمی کتابی در حوزه ی ادیان کلا در رشته ی دین پژوهی فعالیت داره یک کتابی درباره ی پیامبر اسلام نوشته و هم بعد از حوادث ۲۰۰۱
این هارو من هم دارم این ها رو میشه اقای منتظر بیاد از من بگیره این هارو تکثیر کنه و یک دوره بهتون بده تقریبا ۱۴ تا مقاله که ۸ تا کتاب خلاصه شده الان در خانه ی ما است در کتابخانه هم هست این رو میارم و میدم بهشون بگید تکثر کنند که به من اصلش رو برگردونن انشاالله میارم خدمتتون فردا یک یادآوری بکنید که من این رو بیارم یادم میشه که اون مخصوصا بعد از جریان ۱۱ سپتامبر اصلا اسلام هراسی مطرح شد برای اینکه تثبیت کنند اسلام هراسی داعش رو درست کردند.

برچسب ها: , , , , , , , , , ,

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست